را حركت دادند و فرمودند كه برخيز اى دابّة اللّه ، پس شخصى از اصحاب عرض نمود كه بعضى از ما بعضى را به اين اسم بناميم ، پس فرمودند كه نه به خدا قسم كه نيست اين اسم مگر مخصوص به آن و آن مراد از دابّهاى است كه ذكر فرموده است او را خداوند در كتاب خودش كه
إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ
« 1 » بعد از آن فرمودند كه يا على در آخر الزّمان بيرون مىآورد خداوند تو را به صورتى احسن و نيكو و با تو ميسمى مىباشد و نشان و داغ مىگذارى به آن دشمنان خود را « 2 » ؛ و ميسم به معنى آلتى است كه به آن نشان و داغ مىگذارند و كلمات آن حضرت كه فرمودند : « انا صاحب الميسم » « 3 » اشاره به اين ميسم است و در حديث سابق كه فرمودند كه با او است خاتم سليمان و مىگذارد بر صورت مؤمن و كافر ايضا اشاره به اين ميسم است و وجه آنكه آن حضرت را به دابّة الارض ناميدهاند و اين اسم را مخصوص به آن جناب دانستند ، آن است كه دابّه به معنى جنبنده و حركتكننده است پس مقصود خدا و رسول آن است كه جنبنده و حركت كننده حقيقى كه حركات آن حركات الهيّه باشد در روى زمين منحصر به آن جناب است و ساير مردمان به سبب نقصى كه دارند گويا ساكن و مرده و بلا حركت مىباشند آسمان گويا كه در تركش همين يك تير داشت و از اين احاديث و امثال آن معلوم مىشود كه خروج آن حضرت بعد از خروج حضرت صاحب العصر و الزّمان عليه السّلام است و از جملهء علامات قيام قيامت است و چونكه در احاديث خروج آن جناب را در آخر الزمان فرمودند و با ساير علامتهاى ظهور صاحب الامر عليه السّلام ايضا ذكر نمودند شايد اشتباه بر بعضى بشود كه آن هم از علاماتهايى است كه بايد قبل از ظهور واقع بشود و نه چنين است بلكه بعد از ظهور است و متّصل به قيامت است چنانكه مستفاد از فقرهء آخر حديثى است كه ابن عبّاس از جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در مناقب آن حضرت روايت نموده است كه ؛
هامش
( 1 ) . نمل : 82 .
( 2 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 208 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 346 ، ح 17 .