تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
وقت معيّنى از براى ظهور آن جناب مىباشد . پس فرمودند حاشا كه خداوند از براى آن وقتى ، قرار داده باشد كه شيعيان ما بدانند آن‌وقت را و هركس كه قرار بدهد از براى آن وقتى را پس ادّعاى شراكت نموده است با خداوند در علم خاصّ آن و اطّلاع بر سر آن و خداوند فرموده است كه
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ * يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ
« 1 » ؛ يعنى و چه مىدانى تو وقت ظهور را شايد كه قريب باشد و تعجيل مىنمايند در آن اشخاصى كه ايمان به آن ندارند و امّا اشخاصى كه به آن ايمان آورده‌اند هرآينه مىترسند از آن و مىدانند آن‌كه حق است و واقع مىشود آگاه باش كه به درستى كه آن‌ها كه ممارات و جدال مىنمايند در امر ظهور هرآينه در گمراهى دورى مىباشند . پس مفضّل عرض نمود كه معنى آن‌كه ممارات مىنمايند چه‌چيز است ؟ فرمودند كه مىگويند كه كى متولّد شده است و كه ديده است او را و چه وقت ظهور مىكند و جمع اين‌ها تعجيل نمودن در امر خداوند است و شكوه نمودن در قضاى آن و دخل نمودن در قدرت آن است و اين اشخاص خسر الدّنيا و الاخرة مىباشند و چنان‌كه خداوند فرموده است كه
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً
« 2 » ؛ يعنى و سؤال مىنمايند تو را اى پيغمبر از وقت و ساعت ظهور قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و وقت قيام قيامت ، پس بفرما تو كه علم آن در نزد پروردگار من است و افشاء آن نفرموده است و ظاهر نمىسازد او را در وقت خودش مگر اين‌كه آن سنگينى و سختى مىنمايد در آسمان‌ها و زمين و نمىآيد مر شما را مگر ناگهان و فرموده است كه
فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ
« 3 » ؛ يعنى آيا انتظار مىكشند ايشان ، چيزى را غير از آمدن وقت ظهور آن حضرت كه مىآيد مر ايشان را ناگهان ، پس به تحقيق كه آمده است و حاصل شده است شروط و علامات آن ، پس وقتى كه آمد فايده نمىدهد به
هامش
( 1 ) . شورى : 17 و 18 . ( 2 ) . أعراف : 187 . ( 3 ) . محمد : 66 .