تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
از آن‌كه نيابيد مرا ، پس صعصعة بن صوحان سؤال نمود كه در چه زمان خروج مىنمايد دجّال ، پس آن حضرت فرمودند كه از براى آن علاماتى است كه بعضى از آن‌ها تابع و بسته به بعضى است و اگر خواسته باشى هرآينه خبر بدهم تو را از آن علامات ، پس عرض نمود كه بلى ، پس آن حضرت فرمودند كه حفظ بنما آن‌چه را من مىگويم بعد از آن فرمودند كه علامت آن ، آمدن زمانى است كه در آن زمان مردمان بميرانند نماز را و ضايع بسازند امانت را و حلال بدانند دروغ گفتن را و بخورند ربا را و بگيرند رشوه را و محكم و زينت‌دار بسازند بنيان و خانه را و بفروشند دين را به دنيا و استعمال بنمايند در امور خود سفها را و مشورت بنمايند با زن‌ها و قطع بنمايند ارحام را و تابع بشوند هواها را و استخفاف بنمايند به كشتن و خون ريختن و بوده باشد صفت حلم ضعيف و ظلم نمودن فخر و امرا فجره باشند و وزراء ظلمه باشند و اهل معرفت خيانت‌كار باشند و قراء فسقه باشند ، يعنى عمل به مضمون قرآنى كه مىخوانند ، نمىكنند و ظاهر بشود شهادات ناحق و زور و علانيّه بشود فسق و فجور و آشكار بشود بهتان و مرتكب شدن گناهان و طغيان و زينت داده بشود قرآن‌ها و زخرفه و نقّاشى بشود مسجدها و بلند كرده بشود منارها و ازدحام بيابد صفوف در مسجدها و اكرام نموده بشوند اشرار و مختلف بشود راىها و نزديك بشود عذاب‌هايى كه خدا وعده داده است و شركت بنمايند زن‌ها با مردهاى خودشان در تجارت نمودن از جهت حرص داشتن آن‌ها بر دنيا و بلند بشود صداهاى فسّاق و شنيده بشود از ايشان و بوده باشد زعيم و بزرگ قوم ارذل ايشان و تقيّه نموده بشود از فاجر به سبب ترسيدن از شرّ آن و تصديق كرده بشود كاذب و امين دانسته بشود خائن و قرار داده بشود زن‌هاى خواننده و غناكننده و آلات لهو و لعب از قبيل مزمار و دف و امثال آن و لعن بنمايد آخر اين امّت اول آن را و اين كنايه از بد بودن اوّلين و آخرين است و سوار بشوند زن‌ها بر زين‌ها و شبيه بشوند مردان به زنان و زنان به مردان و كسب فقاهت بنمايند براى غير دين و اختيار بنمايند عمل دنيا را بر عمل آخرت و خود را با آن‌كه گرگ مىباشند به لباس ميش درآرند و دل‌هايشان گنده‌تر از مردار و تلخ‌تر از صبر است ، پس در آن‌وقت نزديك مىشود خروج دجّال و بهترين مساكن
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 270 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي