بعد از اذن دادن خداى تعالى و آن بعد از طول كشيدن مدّت و قساوت قلوب و پوشيدن زمين است از جور ، و زود باشد كه بيايد از شيعهء من كسى كه ادّعاى مشاهدهء من بنمايد آگاه باشيد كه هركس ادّعاى مشاهدهء من بنمايد قبل از خروج سفيانى و قبل از صيحه ، پس آن كذّاب و مفترى است « 1 » و مراد از صيحه همان ندائى است كه سابقا ذكر شد و بنابراين آنچه محقق شده است از مشاهده نمودن بسيارى آن جناب را در ايّام غيبت صغرى بوده است نه كبرى كه بعد از زمان صدور اين توقيع است و يكى ديگر از جمله علامات ، خروج دجّال است و در حديثى كه مروى است از جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بعد از آنكه سه روز هر روزه بعد از گذاردن نماز صبح با اصحاب خود تشريف بردند در يك خانه از خانههاى مدينه و يك مرد ديوانهء هرزهگويى را كه مادر آن با آن بود به اصحاب خود نشان دادند و فرمودند كه اى مردمان خداوند نفرستاده است هيچ پيغمبرى را مگر اينكه انذار فرموده است امّت آن را از دجّال و به درستى كه خداوند او را مهلت داده است و واگذارده است تا زمان شما و خروج مىنمايد اين مرد بعد از اين و با او سپرى است و كوهى از نان و نهرى از آب و اكثر تبعهء او يهود و زنان اعراب و صحرانشينها مىباشند و داخل مىشود به تمام آفاق و اطراف زمين مگر مكه و دو كوه آن و مدينه و دو كوه آن و هر وقت كه خروج نمود و ادّعاى الوهيّت كرد و امر بر شما مشتبه شد ، پس ببينيد كه آن اعور است و خداوند شما اعور نمىباشد . « 2 » مراد آن است كه اين ادنى علامتى است بر كذب دعوى آن و از اين حديث و غير آن ايضا مستفاد مىشود كه دجّال از زمان حضرت آدم عليه السّلام تا به حال بوده است و فى الجمله طول عمر آن و عمر سامرى كه هردو از اشقيا مىباشند مسلم بين الفريقين است مثل طول عمر خضر و الياس كه هردو از سعدا مىباشند و طول عمر اين اشخاص رفع استبعاد نمودن فرقهء عامّه را در طول عمر حضرت صاحب العصر و الزّمان عليه السّلام مىنمايد و مروى است از جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه در يك روزى كه خطبه فرمودند مردمان را و بعد از آن فرمودند كه اى مردمان سؤال نماييد از من پيش
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 555 ، ح 349 و بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 151 ، ح 1 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 195 - 197 ، ح 27 و كمال الدين ، ج 2 ، ص 528 ، ح 2 .