بغداد از سمت محلّه كرخ و ايضا وقوع يافته است و همين جسرى است كه الحال موجود و معبر مردمان است و بلند شدن باد سياهى در بغداد و بههم رسيدن آن در اول روز و واقع شدن زلزله كه به سبب آن منخسف مىشود بسيارى از بغداد و بههم رسيدن خوف و اضطرابى كه قرار و سكون را از مردمان بر طرف كند و احاطه نمايد به بغداد و به عراق ايضا ظاهر آن است كه وقوع يافته است و همان خوف و اضطرابى بوده است كه از خروج طايفهء وهّابيّه بههم رسيده است و تا به حال هنوز باقى است .
و واقع شدن خسف در بصره و خونريزى بسيار در آن و خراب شدن خانههاى آن و فانى شدن اهل آن و ظاهر آن است كه واقع شده است در سال دويست و پنجاه و شش كه سال ولادت حضرت صاحب العصر عليه السّلام بوده است و آن اول علامات بوده است ؛ چونكه از حديثى كه مروى است از جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم چنين مستفاد شده است فرمودند كه در شب معراج خداوند فرمود به من كه از جمله عطيّههايى كه به تو دادم ، آن است كه بيرون مىآورم از صلب تو يازده امام كه همگى از نسل فاطمه دختر توست و آخر از ايشان مردى است كه نماز مىكند عيسى بن مريم عليه السّلام در پشتسر او و پر مىنمايد او زمين را از عدل همچنانكه پر شده است از ظلم و جور . پس گفتم خداوندا كى مىباشد اين امر ، پس فرمودند : وقتى كه بر طرف بشود علم و ظاهر بشود جهل و بسيار بشود قتل و كم بشوند فقهاى حقيقى و بسيار بشوند فقهاى صاحب ضلالت و خيانت و بسيار بشوند شعرا و بگيرند امّت تو قبور خودشان را مساجد و زينت كرده بشود مصاحف و مساجد و بسيار بشود جور و فساد و بگردند امراء كفره و اولياء ايشان فجره و اعوان ايشان ظلمه و صاحب راى ايشان فسقه پس در آنوقت سه خسف مىباشد در مشرق و يكى در مغرب و يكى در جزيرهء عرب و خراب شدن بصره به دست مردى از ذريّه تو كه به تبعهء آن زنجى است و خروج مردى از اولاد حسين بن على عليهم السّلام و ظهور دجال از مشرق از سجستان و ظهور سفيانى . « 1 »
و در تاريخ مذكور خروج نموده است در بصره مردى كه اسم آن على بن محمّد بن
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 277 - 278 ، ح 172 و كمال الدين ، ص 250 ، ح 1 .