تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
واگذاردن ، آن است كه تميز بيابد خبيث و اهل جهل از طيّب و اهل عقل و نبوده است ايضا خداوند بر اين صفت كه شما را مطلّع بسازد بر سرّ و بر غيب حكمت خودش و لكن خداوند اختيار مىفرمايد و برمىگزيند از نوع رسولان خود هركس را كه بخواهد و بعد او را مطّلع بر سرّ و بر غيب اين امر و امثال آن مىگرداند و اين اشاره به آن است كه حكمت اين مهلت دادن‌ها مخفى است و غير از اهل نور اللّه و حكمت اللّه احدى به آن برنمىخورد و نمىفهمد .
نور خدا نمايدت آينهء مجردى * از در ما درا اگر طالب عشق سرمدى
و از آن جمله فرموده است كه
الم
* أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
* وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
« 1 » ؛ يعنى آيا پنداشتند مردمان آن‌كه ترك كرده و سر داده شده‌اند و مىشوند و به محض همين‌كه بگويند كه ما ايمان آورديم و حال آن‌كه ايشان به فتنه انداخته نشده‌اند و به محك زده نشده‌اند و هرآينه به تحقيق كه ما به محك زديم و امتحان نموديم آن‌چنان اشخاصى را كه پيش از ايشان بودند ، پس بايد كه ايشان هم به محك زده بشوند و امتحان كرده بشوند تا آن‌كه خداوند بداند و ظاهر بسازد آن‌چنان اشخاصى را كه در گفتن و دعوى ايمان نمودن راست‌گو بودند و ظاهر بسازد آن‌ها را كه دروغ‌گوينده‌اند و اين آيه در شأن اهل اين زمانها است چرا كه جناب امام موسى عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمودند و به معمر بن خلاد خطاب نمودند كه معنى فتنه چه چيز است ؟ معمر عرض نمود كه مراد فتنه در دين است ، پس آن حضرت عليه السّلام تصديق آن را نمودند و تأييد او را به اين كلام فرمودند كه « يفتنون كما يفتن الذّهب و يخلّصون كما يخلّص الذهب » « 2 » ، يعنى گداخته مىشوند مؤمنين هم‌چنان‌كه گداخته مىشود طلا و خالص نموده مىشوند هم‌چنان‌كه خالص نموده مىشود طلا و از آن جمله فرموده است كه
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
هامش
( 1 ) . عنكبوت : 3 - 1 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 370 ، ح 4 .