الصّفو » « 1 » ؛ يعنى دور است دور است و نمىباشد فرج ما تا وقتى كه غربال كرده شويد و برود كدورتدار و باقى بماند صاف و ايضا فرمودند كه « انّ حديثكم هذا لتشمئزّ منه قلوب الرّجال فمن اقرّبه فزيدوه و من انكره فذروه انّه لابّد من ان تكون فتنه يسقط فيها كل بطانة و وليجة حتى يسقط فيها من يشق الشعر بشعرتين حتى لا يبقى الّا نحن و شيعتنا » « 2 » ، يعنى به درستى كه اين حديث و قصهء شما هرآينه وحشت مىنمايد از آن دلهاى مردهاى كنده ، پس هركس كه اقرار به آن دارد پس زياد نمائيد او را از اين حديث و هركس كه انكار دارد آن را پس واگذاريد آن را و با آن از اين مقوله سخن مگوييد به درستى كه لابد و ناچار است از اينكه بوده باشد و بههم رسد فتنه و امتحانى كه ساقط بشود و بيفتند در آن فتنه از درجهء ايمان هر متشخّصى و هر بزرگى حتّى اينكه مىافتد در آن فتنه كسى كه از شدّت فطانت و زيركى مىشكافد يك موى را و دو موى مىكند تا وقتى كه باقى نمىماند كسى مگر ما و شيعيان ما ، مراد آن است كه امتحان كرده مىشوند مردمان و به محك زده مىشوند تا آنكه هركس مؤمن و از اهل عقل و شيعهء ثابتقدم است معلوم شوند و ديگران هم معلوم شوند و از يكديگر جدا شوند تا آنكه در زمان ظهور جناب قائم آل محمد عليه السّلام كه عذاب نازل مىشود بر دشمنان و غير شيعيان و تخلّف ندارد عذاب و غضب سرايت به دوستان و شيعيان نكند چنانكه خداوند در آيهء
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ
« 3 » كه سابقا ذكر شد اخبار به آن فرموده است .
الا يا ايها السّاقى ادر كأسا و ناولها * كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها
به بوى نافهاى كاخر صبا زان طرّه بگشايد * ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل * چه مىدانند حال ما سبكبالان ساحلها
تحفه : [ 23 ] ، [ نشانههاى قبل از ظهور دولت حق ]
و از جملهء فسادها و فتنهها و واقعهها و حادثهها كه همگى علامات و آيات قريب بودن زمان ظهور دولت حق و خروج صاحب الحقّ و الامر و العصر و الزّمان است و در
هامش
( 1 ) . همان ، ح 6 ، حذفيات زياد دارد .
( 2 ) . همان ، ح 5 .
( 3 ) . هود : 8 .