نزديكترند و از غضب دورترند و از اينجاست ايضا كه در احاديث رسيده است كه هر قومى را كه خداوند خواسته است كه همگى ايشان را تماما عذاب فرمايد تمام ايشان را عقيم فرموده است تا آنكه در وقت نزول عذاب طفل و كوچك در ميان آنها نباشد . « 1 »
و از اينجا است ايضا كه جنازه و استخوان حضرت يوسف عليه السّلام و حضرت آدم عليه السّلام از آن مكانى كه در آنجا بودند نقل كرده شدند « 2 » ؛ چونكه خداوند اراده داشت نازل فرمودن بلايى را بر آن مكان و با وجود بودن جنازه و استخوان ايشان در آن مكان ممكن نبود مثل بيرون بردن حضرت لوط را از قريهاى كه خداوند اراده عذاب نمودن آنها را داشت و اين سبب نقل نمودن استخوان آن جنابان است نه اينكه مطلوب و سبب نقل نمودن بردن آنها به مكان اشرف بوده است ؛ چونكه در احاديث است كه خداوند قبض روح انبيا را در اشرف اماكن بالنّسبه به ايشان مىفرمايد و در غير آن نمىفرمايد كه من بعد محتاج به نقل نمودن بشوند و عذاب فرستادن و غرق نمودن در زمان حضرت نوح عليه السّلام كه ناقل جسد آدم عليه السّلام بود و او را به نجف اشرف آورد بسيار وضوح در اين مطلب دارد و بنابراين استدلال نمودن اصحاب به اين عمل بر جواز و راجح بودن نقل نمودن اموات از بلاد به بلاد وجهى ندارد و ساير ادلّهء ايشان ايضا مثل اين است و همگى بىوجه است و فهم اين امور را تفحّص و كوشش بسيار در كار است و از اين مقوله كه همگى شاهد و دليل ما نحن فيه است بسيار محسوس و مشاهد و مطابق عقل و اعتبار است .
اى بىخبر بكوش كه صاحب خبر شوى * تا راهها نرفته كجا راهبر شوى
در مكتب حقايق و بپيش اديب عقل * هان اى پسر بكوش كه روزى پدر شوى
و از اين تحقيقات معلوم گرديد كه سبب مهلت دادن خداوند بر اهل اين زمانها با كثرت فساد و فتنهء آنها و نفرستادن عذاب و ظهور نفرمودن حضرت صاحب الامر عليه السّلام كه زمان آن زمان ظهور ولايت و ظهور نور عقل از روى باطنى اوست و از
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 312 ، ح 6 .
( 2 ) . تاريخ انبياء ، رسولى محلاتى ، ص 349 .