دل چو از پير خرد نقل معانى مىكرد * عشق مىگفت به شرح آنچه بر آن مشكل بود
و از اينجا است كه قوم حضرت يونس عليه السّلام بعد از اخبار نمودن آن حضرت به نازل شدن بلا و بيرون رفتن آن از ميان ايشان نجات از غضب و عذاب الهى يافتند ؛ به سبب آنكه يك نفر عالم و مؤمنى كه در ميان ايشان مىبود و حضرت را ايضا منع مىنمود از نفرين كردن و بيرون رفتن بعد از رفتن آن حضرت با آنها مع و مصاحب شد و با ايشان به صحرا رفت و التجا نمود ، پس ايشان به سبب وجود آن يك نفر نجات از عذاب الهى و نزول آن يافتند با آنكه خداوند وعدهء نزول عذاب بر ايشان به حضرت يونس عليه السّلام داده بود « 1 » و از اينجا است ايضا كه در بعضى از احاديث رسيده است كه حضرات ائمه عليهم السّلام نهى مىفرمودند مؤمنين را از عزلت نمودن از فاجرين و امر فرمودند او را كه با ايشان باش تا آنكه غضب خداوند تبارك و تعالى به واسطهء تو از ايشان مرتفع گردد « 2 » و مخفى نماناد كه اين در صورتى است كه آن شخص از مصاحبت با ايشان ضايع نگردد و مثل ايشان نشود و بنابراين در هركجا كه امر به عزلت نمودن از فجّار فرمودند ، در صورتى است كه اين كس از مصاحبت ايشان متأثّر مىشود و ضايع مىگردد و از اينجا است ايضا كه فرمودند كه قبر جناب موسى بن جعفر عليهما السّلام امان است از براى اهل بغداد « 3 » و امام حسن عسگرى عليه السّلام فرمودند كه قبر من در سرّ من راى ، امان است از براى اهل جانبين « 4 » ، مراد دو طرف شطّ بغداد است و از اينجاست ايضا كه در شريعت امر به اجتماع نمودن در منازل و مشارب و ماكل و مساجد و مكاسب و عبادات شده است و بركت در جمعيّت قرار داده شده است و از اينجا است ايضا كه بودن طفل و مرد پير و حيوانات در خانه و منزل مطلوب شارع گرديده است و مصاحبت نمودن با ايشان در مواقع دعا كردن و در حال استسقا و طلب باران نمودن و امثال اينها مرغوب شارع ايضا گرديده است ؛ چونكه ايشان به رحمت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 430 - 440 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 117 ، ح 5 و بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 440 ، ح 108 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 57 ، ص 220 ، ح 49 .
( 4 ) . همان ، ج 99 ، ص 59 ، ح 1 .