و از اينجا معلوم شد كه تمامى موجودات سماوى و ارضى بالنّسبه به صنع و قدرت خداوند يك مخلوق است كه به هم بسته است و اسباب و اجزا يكديگرند و در كتاب اجابة المضطرين تحقيق اين مطلب را نموديم و لكن جاهل به اين امور برنمىخورد و تصديق اين سخنان هم با آنكه در نهايت وضوح است ، نمىكند .
شمع صحبت در نمىگيرد ميان ما و او * زان كه من از آسمان مىگويم او از ريسمان
و مخفى نماناد كه از تحقيق نمودن آنكه تا خلطه فيما بين مؤمنين و غير ايشان باقى است رحمت خداوند از غير مؤمنين منقطع نمىشود و غضب و نقمت بر ايشان وارد نمىآيد حكمت و سرّ مامور شدن حضرت نوح عليه السّلام به ساختن كشتى در مدّت طويله قريب به پانصد سال معلوم مىشود كه طول كشيدن آن به سبب حاصل شدن تفرقه و بر طرف شدن خلطهاى بود كه فيما بين بعضى از ذرارى و اصلاب مىبود و در اين مدّت صلبهاى كفّار از مؤمنين پاك شد و از اينجا است كه آن حضرت در حق ايشان فرمود كه
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
« 1 » ؛ يعنى خداوندا اگر واگذارى تو ايشان را و غضب نفرستى و ايشان را هلاك نفرمايى هرآينه گمراه مىنمايند بندگان تو و معدود قليلى را كه مؤمن و از اهل عقلند و نمىزايند بعد از اين مگر فاجر و گناهكار و كافر را و در كشتى نشانيدن آن معدود قليل را بعد از حصول تميز و رفع خلطه اصلابى به جهت تفرقه و تميز دادن مكان آنها بود و بعد از حصول تفرقهء كلّى غضب و نقمت بر اهل جهل نازل شد و همگى را غرق نمود و اگر فرض شود كه جميع آنها در كشتى رفتند مؤمن خلّص نبودند بلكه يا در صلب آنها كفّار مىبودند با آنكه در ميان ايشان و از جملهء ايشان كافر مىبود هرآينه حفظ نمودن و غرق نكردن آنها ايضا از جهت خلطه با مؤمنينى است كه در اصلاب آنها كه كفّارند مىبودند يا مؤمنينى است كه كفّار در اصلاب ايشان مىبودند . « 2 »
و همچنين قوم فرعون تا زمانى كه در مكان مخلوط بودند با بنى اسرائيل ، عذاب و غضب از ايشان ممنوع و بازداشته بود و بعد از حصول تفرقه بنى اسرائيل به برّ
هامش
( 1 ) . نوح : 27 .
( 2 ) . النور المبين فى قصص الأنبياء ، ص 73 .