غضب نمودن مؤمن و كسى توهّم ننمايد كه چه بسيار از طوايف كفره و فجره و غير مؤمنين باشند كه مكان و محل ايشان بلادى است كه بسيار دور از طايفهء مؤمنين مىباشند و به حسب ظاهر هيچگونه خلطه فيما بين ايشان و مؤمنين نمىباشد و مع ذلك در عين رحمت و غايت نعمت و خوشگذرانى مىباشند ؛ به جهت آنكه اوّلا گفته مىشود كه شايد كه هنوز زمان اتمام حجّت بر ايشان نگذشته باشد و ابلاغ معذرت بالنّسبه به ايشان نشده باشد و اتمام حجّت امرى است ما بين اين كس و خداوند ، و وقت و حد آن بر احدى معلوم نيست با آنكه آنچه ديده مىشود كه در قرون متطاوله در نعمت و راحت مىباشند يك گروه معيّنى نيستند بلكه فرقه فرقه و شخص شخص به وجود مىآيند و اتمام حجّت بر ايشان مىشود و هلاك مىگردند و فرقه و شخص ديگر به وجود مىآيند و ايضا بعد از اتمام حجّت بر طرف مىشوند و على هذا القياس ، پس آنچه بقاى آن ديده مىشود در قرون متماديه جنس آنها است نه نوع و شخص آنها و ثانيا گفته مىشود كه ارتباط و خلطهء ايشان با مؤمنين ايضا امرى است و مخفى و در حسّ و مشاهده معلوم نمىشود و چه بسيار بوده است و مىباشد كه امر يك نفس مؤمنى كه در مشرق است مرتبط به يك نفس كافرى است كه در مغرب است چنانكه سابقا در تحقيق معنى قطب اشاره به آن شد و چنانكه همان ارتباط مخفى بعد از مدّتها بر اين كس ظاهر و هويدا و محسوس مىگردد و خفاى آن به سبب كوتاهى علم و حسّ اين كس است نه آنكه فى نفسه از امور مخفيّه باشد و تمام عالم مجموع يك مخلوقند از براى خداوند و در نزد قدرت آن و همگى اجزا و اسباب يكديگر مىباشند هرچند كه بالنّسبه به اين كس و قدرت آن دور از يكديگر و متفرّق مىنمايد . چنانكه در عالم صنع مخلوق ايضا ديده مىشود كه مزرعه و سرچشمهء آب آن يك چيز و يك ملك و از يك مالك است و ما بين آنها بسيار اتّفاق افتاده است كه به قدر صد فرسنگ بلكه صد منزل و مرحله دور مىباشد و غير مالك را اطّلاعى از او نيست و آن را جدا و بىربط مىپندارد و در همين مثال ايضا بسيار شده است و مىشود كه نضارت و سبزى و خرّمى موضع سرچشمه به مراتب بيشتر و بهتر از خود مزرعه مىباشد با آنكه مقصود و محبوب بالذّات مزرعه مىباشد و سرچشمه
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٢٥٣