مىفرموديم به وساطت و سببيّت شما آنچنان اشخاص و پدرهايى كه كافر شدند از ايشان به عذابدارى و دردناكى و فرموده است ايضا كه
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
« 1 » ؛ يعنى و نيست كه بوده باشد خداوند بر اين سيرت و صفت كه عذاب بفرمايد قوم تو را و حال آنكه تو در ميان ايشان بوده باشى هرچند كه مستحقّ عذاب باشند و اتمام حجّت بر ايشان شده باشد و نبوده است خداوند بر اين صفت ايضا كه عذابكننده باشد ايشان را و حال آنكه ايشان استغفار مىنمايند ، پس در اين آيه بيان فرموده است و خبر داده است كه عذاب نمىفرمايد و غضب نمىفرستد و رحمت خود را قطع نمىفرمايد از جمعى كه از اهل جهل و كفر مىباشند و اتمام حجّت بر ايشان شده باشد مادام كه در صلب ايشان يا در ميان و مكان ايشان مؤمن و اهل عقل يا آنكه پيغمبر باشد و به اين سبب آنها مخلوط با اهل عقل شده باشند يا مادام كه استغفار بنمايند كه آن ايضا كاشف و علامت است از مخلوط بودن قالب ايشان با اهل عقل اگر من حيث الذّات و در نفس الامر از اهل جهلند يا آنكه كاشف از مخلوط بودن اهل جهل است با قالب ايشان اگر در ذات و نفس الامر از اهل عقلند و على اى التّقديرات اجتماع اهل عقل و جهل كه باهم شد جانب اهل عقل را مراعات مىفرمايند و رحمت را قطع نمىكنند و غضب و نقمت را نمىفرستند چرا كه رحمت آن سبقت و پيشدستى دارد بر غضب آن و مؤمن و اهل عقل در نزد آن بسيار عزيز و مكرّم است و در حق آن فرموده است كه « يكره الموت و انا اكره مساءته » « 2 » يعنى مؤمن مكروه و ناخوش مىدارد مرگ و مردن را و من مكروه و ناخوش مىدارم كراهت و ناخوشى آن را و احاديث متواتره در اين معنى بسيار است از آن جمله « انّ اللّه يرضى لرضا المؤمن و يغضب لغضب المؤمن » « 3 » ؛ يعنى به درستى كه خداوند راضى و خوشنود مىشود در وقت رضا و خوشنودى مؤمن و غضب مىفرمايد در وقت
هامش
( 1 ) . أنفال : 33 .
( 2 ) . علل الشرايع ، ص 12 ، ح 7 و بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 284 ، ح 3 ، و ج 6 ، ص 152 ، ح 5 و ج 67 ، ص 22 ، ح 21 و ج 84 ، ص 31 ، ح 15 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 54 ، ح 48 ، با اختلاف زياد .