مغز و پوست باشد از قبيل بادام و گردكان و از قبيل سيب و زردآلو و خواه فيما بين اصل و ثمره باشد از قبيل اكثر درختهاى گل كه خار بسيار مىدارند و خواه فيما بين اماكن آنها باشد از قبيل درخت خوب ميوهدار و درخت خار بىميوه كه در يك باغ مىباشند و خواه فيما بين اسباب آنها باشد از قبيل اشتراك آنها در ممرّ آب ، پس هر وقت كه باغبان رحمت آبيارى و سقى فرمايى و ساير خدمات و تربيات ديگر را بر آنچه خوب و جنس و مقصود اصلى مىباشد نازل و جارى مىسازد البته سرايت به بد و ناجنس كه مقصود بالعرضند مىنمايد و بالعرض به آنها مىرسد و اين سيرت و حالت در آن باقى و مستمر است تا وقتى كه خوب و بد آن بوستان از يكديگر جدا شوند ، پس بعد از آن رحمت و آبيارى و ساير امور ديگر را از بدها و ناجنسها البته منقطع مىگردد و همچنين هرگاه سلطان قاهر و مقتدرى با يك طايفه و قبيلهاى عداوت و دشمنى داشته باشد و در ما بين آن قبيله احدى كه محبوب آن است بوده باشد ، پس مادام كه آن محبوب در ميان ايشان است عداوت با ايشان نمىنمايد و اذيّت به ايشان نمىرساند بلكه زياده به واسطهء بودن آن محبوب احسان و نيكى در حق آن قبيله مىكند و از اينجا است كه عقلا بناگذار نمودهاند كه فيما بين دو طايفه هرگاه عداوت باشد التيام و دفع و رفع عداوت را به مزاوجت و دختر دادن و دختر گرفتن مىنمايند و همچنين همهكس احترام ناجنس و رذل و ردى را مىدارند و حفظ آن مىكنند مادام كه مخلوط به جنس و جيّد مىباشد مثل احترام داشتن و حفظ نمودن خاك طلا و نقره مادام كه با طلا و نقره مخلوط است .
خلاصه از اين مقوله در عالم حس و در سيرت بندگان كه آثار سيرت و صفت خداوند مىباشند بسيار است ، پس بههمين نهج است حال رحمت و غضب خداوند با اهل جهل و تا جدائى و تفرقه فيما بين آنها و عقل حاصل نشود رحمت از ايشان منقطع نمىگردد و غضب و نقمت بر ايشان نازل و وارد نمىآيد چنانكه در ضمن حديثى است كه در بيان فضل زمان غيبت امام عليه السّلام است و مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرمودند كه مىآيد بر مردمان زمانى كه غايب مىشود از ايشان امام ايشان ، پس اى خوشى باد براى آنها كه ثابت ماندهاند بر امر ما در آن زمان به درستى
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٢٥٠