تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
كه ادنى ثوابى كه از براى ايشان است آن است كه ندا مىفرمايد خداوند ايشان را كه اى بندگان من ايمان آورديد به سرّ من و تصديق نموديد به غيب من ، پس بشارت باد شما را به نيكويى ثواب از جانب من ، پس شما بندگان و كنيزان من هستيد يقينا و از شما قبول مىكنم عمل شما را و از شما برمىگزينم و از براى شما مىآمرزم گناهان شما را و به واسطهء شما مىفرستم براى سايرين باران را و دفع مىنمايم از ايشان بلا را و اگر نبوديد شما نازل مىنمودم بر ايشان عذاب خود را ، پس كسى سؤال نمود كه در آن زمان چه عمل بهتر است كه مؤمن بنمايد ؟ پس فرمودند : حفظ نمودن زبان و ملازمت نمودن مر خانه و منزل « 1 » را و چنان‌كه خداوند ظفر و غلبه ندادن به جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را بر اهل مكّه به طريق قهر و غلبه و كشتن و عذاب نمودن ، معلّل به همين علّت و مسبب به همين سبب نموده است و فرموده است كه
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً
« 2 » ؛ يعنى آن‌كه اهل مكّه آن‌چنان اشخاصى هستند كه كافر شدند و منع نمودند شما را از داخل شدن در مسجد الحرام و منع نمودند هدى شما را از اين‌كه برسد به محلّ خودش و اگر كه نبود مردهاى مؤمنين و زن‌هاى مومنات در ميان ايشان و در صلب ايشان كه شما علم به آن‌ها نداريد و به سبب ظفر يافتن به آن‌ها كه كفّارند و پدران ايشانند پامال مىنمودند ايشان را ، پس مىرسيد به شما به سبب ايشان و از جانب ايشان ناخوشى ديات و كفّارات و گناه و سرزدن خطا و نارضايى خداوند بدون علم و اطّلاع شما در اول الامر به سبب و موجب آن‌ها و خداوند ايشان را گذاشته است در آن صلب‌ها و در ميان ايشان تا اين‌كه داخل بفرمايد در رحمت خودش هر كس را از ايشان كه مىخواهد و مشيّت و علم تعلّق به استعداد و قابليّت آن گرفته باشد و اگر آن ذريّت‌ها كه در اصلاب ايشانند و آن اشخاصى كه در ميان ايشانند ، جدا شده بودند و تميز و تفرقه از ايشان يافته بودند هرآينه ما به شما ظفر مىداديم و عذاب
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 330 ، ح 15 و بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 145 ، ح 66 . ( 2 ) . فتح : 25 .