و سستى و گوشهنشينى ايشان و چه بسيار شوق مىدارم به سوى رؤيت و ديدن ايشان در حال ظهور دولت ايشان و زود باشد كه جمع بفرمايد خداوند ما و ايشان را در بهشت عدن با هركسى كه صالح و خوب باشد از پدران و زنان و اولاد و ذريّات ايشان ، اينها همه چه خوش اشارتى و چه نيكو بشارتى است لكن از براى اشخاصى است كه پريشانىهاى اين زمانهاى فاسده را بكشند و متحمّل غم و محنت طوفانها و بلاها و فتنههاى آن بشوند و ديندارى را بنمايند و طريقهء شريعت را از دست رها نكنند .
كسى روى بر روى جانان نشيند * كه چون زلف عمرى پريشان نشيند
كسى را رسد سير درياى وصلش * كه چون موج بر روى طوفان نشيند
تحفه : [ 22 ] ، [ علت عدم هلاكت اهل جهل در عصر نبوت ]
بيان حقيقت و سرّ اينكه با وجود اين همه معاصى و مفاسد كه از اهل اين زمانها سر مىزند و ظهور مىيابد و خواهد يافت خداوند حلم فرموده است و آنها را مهلت داده است و غضب بر ايشان ننموده است و ايشان را هلاك نفرموده است ، آن است كه از ابتداى زمان آدم عليه السّلام تا انتهاى زمان خاتم كه اين زمانها و مابعد آن مىباشد و همگى زمان نبوّت است نه ولايت و ظهور و خفا و غالبيّت و مغلوبيّت در آن زمانها از براى نور عقل از روى ظاهرى آنكه نبوّت است بوده است و مىباشد خلطه و به هم بستگى در ما بين اهل عقل و اهل جهل كه منبع معاصى و مادّه و محل مفاسدند واقع شده است هم در قوالب و اشخاص ايشان و هم در اماكن و مساكن و هم در اسباب و آلات معيشت و ديندارى ايشان ، چنانكه محسوس و معلوم است و سابقا ايضا محقّق شد و اهل جهل مستحّق غضب خداوندند در دنيا و در آخرت و در جميع عوالم ديگر و ممتنع است كه غضب از ايشان من حيث الذّات منقطع گردد و رحمت به ايشان برسد ؛ چونكه نفس و مقصود اصل از بروز صفت غضب مىباشند و لكن از آنجا كه اتمام حجّت و ابلاغ معذرت بايد كه بالنّسبه به ايشان بشود و مع ذلك مخلوط مىباشند با اهل عقل در قوالب و اماكن و اسباب و آلات معيشت و ديندارى و اهل عقل مستحق