اعشار الدّين فى التّقيه » « 1 » ؛ يعنى نه دانگ ديندارى در تقيّه نمودن است و از آن جمله اين حديث است كه « انّكم على دين من كتمه اعزّه اللّه و من اذاعه اذلّه اللّه » « 2 » يعنى به درستى كه شما بر دينى مىباشيد كه هركس پنهان بدارد آن دين را عزيز مىدارد خداوند او را و هركس كه فاش بنمايد او را ذليل مىنمايد خداوند او را و از آن جمله اين حديث است كه « ان اللّه يحبّ ان يعبد فى السّرّ كما يحبّ ان يعبد فى العلانية » « 3 » يعنى به درستى كه خداوند دوست مىدارد آنكه بندگى كرده بشود در پنهانى همچنانكه دوست مىدارد كه بندگى كرده بشود در آشكارا و از آن جمله اين حديث است كه « نفس المهموم لنا المغتّم لظلمنا تسبيح و همّه لامرنا عبادة و كتمانه سرّنا جهاد فى سبيل اللّه » « 4 » يعنى نفس كشيدن كسى كه مهموم باشد از براى ما و مغموم باشد به جهت مظلوم بودن ما ، به منزلهء تسبيح نمودن اوست و همّ و غم آن از جهت امر ما به منزلهء عبادت اوست و پنهان داشتن آن سرّ ما را به منزلهء جهاد او است در راه خداوند و مخفى نماناد كه از تضاعيف احاديثى كه در بيان فساد زمان ذكر شد و احاديثى كه در اينجا ذكر شد ، معلوم مىشود كه طريقهء ديندارى در اين زمانها در همين است كه اين كس در همه حالات و در همه جاى و با همهكس كه مجالس و مخالط است و در هر شغل كه مشغول است آگاه و بيدار باشد كه طريقهء حقّه در اين امور به چه نحو است و آن را مايل و طالب باشد و منتظر زمان ظهور دولت حقّ باشد و آن امورى را كه ظاهرا به جهت توافق با مردمان مشغول آن است مكروه بدارد و منكر بداند هرچند كه در ظاهر و در ميان مردمان هرگز عمل حق و طريقهء حقّه را نكند « 5 » ، چنانكه به خصوص در احاديث مستفيضه مذكور و مسطور است .
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست * در حق ما هرچه گويد جاى هيچ اكراه نيست
در طريقت هرچه پيش سالك آيد خير اوست * بر صراط مستقيم اى دل كسى گمراه نيست
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 217 ، ح 2 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 222 ، ح 3 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 224 ، ح 8 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 226 ، ح 16 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 117 ، ح 5 .