ثواب عظيمى مىباشد چونكه دو نوع از طاعت و عبادت را نموده است يكى در دل كه همان كراهت قلبيهء او است از آن عملى كه بر سبيل تقيّه مىكند و ميل داشتن آن به غير و به خلاف آن و يكى ديگر فرمانبردارى خداوند در موافقت نمودن با جهله در زمان ظهور جهل و دولت باطل چنان كه فرموده است كه
أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
« 1 » ؛ يعنى آن طايفهء مؤمنين كه تقيّه نمودهاند داده مىشوند اجر خودشان دو مرتبه و دو اجر به سبب صبر نمودن ايشان بر تقيّه نمودن و به سبب آنكه دفع مىنمايند به حسنه سيئه را و به خصوص از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه مراد از حسنه در اين آيه تقيّه نمودن است و مراد از سيّئه اذاعه و فاش نمودن و ترك تقيّه نمودن است و مراد از صبر ايشان ايضا صبر نمودن بر تقيّه است « 2 » و فرموده است به پيغمبر خود كه
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
« 3 » ؛ يعنى دفع بفرما اى پيغمبر بدىهاى مردمان را به تقيّه و مدارات نمودنى كه آن تقيّه احسن و نيكوتر از اذاعه و فاش نمودن مىباشد ، چنانكه از امام جعفر صادق عليه السّلام به خصوصه مروى است . بعد فرمودند وقتى كه چنين نمودى پس ناگاه آنچنان شخصى كه ميانه تو و آن عداوت و دشمنى مىباشد گويا كه آن دوست مشفق مهربانى است « 4 » و داده نمىشود اين طريقهء تقيّه مگر به آنچنان اشخاصى كه صبر بر تقيّه كردن داشته باشند و داده نمىشود اين خصلت و اين طريقه ، مگر به صاحب نصيب و حظّ وافرى از عقل و معرفت و چنانكه در احاديث مستفيضه است ايضا از آن جمله اين حديث است كه « و اللّه ما عبد اللّه بشىء احبّ اليه من الخب » « 5 » يعنى به خدا سوگند كه بندگى كرده نشده است خداوند به طاعت و عبادتى كه محبوبتر باشد به سوى آن از تقيّه نمودن و بخصوص تفسير لفظ خب به تقيّه نمودن در همين حديث است و از آن جمله اين حديث است كه « تسعة
هامش
( 1 ) . قصص : 54 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 217 ، باب التقيه ، ح 1 .
( 3 ) . فصلت : 34 .
( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 218 ، ح 6 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 219 ، ح 11 .