تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
هزار نفس يك نفس به‌هم نمىرسد .
تا صد هزار خار نمىرويد از زمين * از گلبنى گلى به گلستان نمىرسد

تحفه : [ 21 ] ، [ مفهوم و حقيقت تقيه ورزيدن ]

و بدان‌كه حقيقت تقيه نمودن آن است كه قلب اين كس مطمئن و طالب و عاشق به امور حقه باشد و در ظاهر و عند الضّرورة و به قدر رفع حاجت و حصول كفايت ، اتيان به رفتار و گفتارها و ساير امورى كه موافق آراء و اوضاع مردمان است بنمايد با وجود اكراه و نفرت و بدون ميل و رغبت ، نه اين‌كه فساد زمانه و غلبهء فتنه را عذر و بهانهء خود نمايد و به ميل و رغبت با مردمان موافقت در امور ايشان بنمايد چنان‌كه در تحفهء سابق كه در بيان تغيير نيافتن قلب و طينت بود محقّقا با ادلهء آن ذكر شد و چنان‌كه خداوند فرموده است كه
فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ
« 1 » يعنى هركس كه مضطر بشود در اوقات قحطى و تنگى به سوى اكل ميته و امثال آن از چيزهايى كه در غير اوقات تنگى و قحطى حرام و ممنوع بوده است و تناول نمايد در حالتى كه غير ميل‌دارنده و رغبت‌كننده باشد مر آن حرام و اثم را بلكه با اكراه و اضطرار و به قدر الضّروره و رفع حاجت باشد ، پس گناهى بر آن نمىباشد بلكه مادام كه ضرورت باقى است هر عملى كه اين كس مىكند از قبيل گفتن يا خوردن يا پوشيدن و امثال آن ، براى او حلال و مباح است و بحثى و حرجى بر آن نمىباشد چنان‌كه خداوند فرموده است كه
وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
« 2 » يعنى نگردانيده است خداوند بر شما در امر دين حرجى و تنگى را و چنان‌كه مروى است از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه « التقيّة فى كلّ شىء يضطرّ اليه ابن ادم فقد احلّه اللّه له » « 3 » يعنى تقيه نمودن در هرچيزى كه مضطر و ناعلاج بشود به سوى آن اولاد آدم پس به تحقيق كه حلال فرموده است آن چيز را خداوند براى آن زياده آن‌كه در نفس تقيّه كردن و پنهان نمودن دين خود را فضيلت و
هامش
( 1 ) . مائده : 3 . ( 2 ) . حج : 78 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 220 ، ح 18 .