اطاعت نمودن ايشان خداوند تبارك و تعالى را و فرمانبردارى و پيروى نمودن ايشان مر ائمّه و دوستان خدا را و ديندارى نمودند با تقيّه نمودن بر دين خودشان و با خوف و ترس از دشمنان و حال آنكه ارواح ايشان چسبيده و مرتبط است به عالم بالا و علماى ايشان و اتباع علماى ايشان همگى گنگ و ساكت مىباشند در دولت باطل و زمان غلبهء جهل و انتظار مىكشند مر دولت حقّ و زمان غلبهء نور عقل را .
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات * بخواست جام مى و گفت راز پوشيدن
و بدانكه معنى تقيّه حفظ نمودن و نگاه داشتن دين است از فساد و فتنهء زمان و اهل زبان به واسطهء پنهان نمودن گفتار و كردار حق را كه ممكن نيست غالبا مگر به عزلت نمودن اين كس و خود را به بلاهت و قلّت عقل انداختن ، نه اينكه معنى آن به خصوص حفظ نمودن مال يا نفس باشد بلكه مال و نفس را مىبايد كه در حفظ دين بذل نمود و دين را محفوظ داشت و در هرجا كه از جهت حفظ مال و نفس بوده است و مىباشد ايضا از جهت حفظ دين است چونكه حفظ دين به واسطهء نفس و مال است چنانكه در وصيّت نمودن جناب امير عليه السّلام است مر اصحاب خود را كه « اذا حضرت بليّة فاجعلوا اموالكم دون انفسكم و اذا نزلت نازلة فاجعلوا انفسكم دون دينكم و اعلموا انّ الهالك من هلك دينه و الحريب من حرب دينه الا و انّه لا فقر بعد الجنّة الا و انّه لا غناء بعد النّار لا يفكّ اسيرها و لا يبرئ ضريرها » « 1 » ، يعنى هر وقت كه حاضر بشود و رخ بدهد بلايى بر نفوس شما ، پس بذل بنماييد مال را از براى حفظ نفوس خود و هرگاه كه نازل شود مصيبت و فتنهاى از براى دين شما ، پس بذل بنماييد نفوس خود را از براى حفظ نمودن دين خود و بدانيد به درستى كه هلاكشونده كسى است كه هلاك و تباه شده است دين آن ، نه نفس آن ، و مسلوب و برهنه و بىچيز كسى است كه سلب و رباييده شده است دين آن نه نفس آن . آگاه باشيد به تحقيق كه فقر و درويشى بعد از داخل شدن در بهشت نيست و آگاه باشيد به يقين كه غنا و توانگرى بعد از داخل شدن در جهنم نمىباشد ؛ چرا كه رها نمىشود اسير و گرفتاران و برى نمىيابد ضرير و بدحال آن .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 216 ، ح 2 و بحار الأنوار ، ج 65 ، ص 212 ، ح 2 .