پس در اين زمانها خاموشى در سخن و پنهان نمودن كردار و عمل و عزلت نمودن و گوشهگيرى كردن و طريقهء تقيّه شديده را پيش گرفتن و دين و سرّ خود را از همهكس مستور داشتن از براى معدود قليلى كه هنوز از طريقهء حقّه غفلت ننمودهاند و مىدانند كه طريقهء در هرچيز از گفتار و كردار و ساير اعمال و حركات جوارحيّه ظاهره به چه نحو است اولى و الزم و اوجب از همهچيز است چنانكه مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه « من كان يؤمن باللّه و اليوم الاخر فلا يتكّلم فى دولة الباطل الّا بالتّقيّة » « 1 » ، يعنى هركس كه بوده است كه ايمان آورده است به خداوند و به روز معاد پس تكلّم نكند و سخن نگويد در زمان دولت باطل و اوقات غلبهء جهل مگر به طريق تقيّه نمودن و چنانكه مروى است از رسول اللّه و از امير المؤمنين - صلوات الله عليهما - كه فرمودند : « طوبى لعبد نؤمة لا يؤبه له عرفه اللّه و هو يعرف النّاس اولئك مصابيح الهدى و ينابيع العلم تتجلّى عنهم كلّ فتنة مظلمة ليسوا بالمذاييع البذر لا بالجفاة المرائين » « 2 » ، يعنى خوشى و راحت از براى بندهاى است كه خامل و گمنام باشد و اعتنايى به شأن او نشود و بشناسد او را خداوند و آن هم بشناسد مردم را و عارف به اهل زمان خود باشد و مردمان او را نمىشناسند . اين قسم از بندگان چراغها و روشنائى هدايت و طريقهاند و چشمههاى علماند ، بر طرف و دور مىشود از ايشان هر فتنه و فسادى كه بسيار تاريك و ظلمتدار باشد و علاماتشان اين است كه نيستند از جملهء فاشكنندگان و بروزدهندگان دين و سرّ خود و نيستند از جملهء جفاكاران و رياكنندگان و نمايندگان عمل خود و جناب امير عليه السّلام در بعضى از فقرات خطبهء خود كه در وصف مؤمنين و مخلصين و مدح ايشان است فرمودند كه « صحبوا اهل الدّنيا بطاعة اللّه تبارك و تعالى و لاوليائه و دانوا بالتّقيه على دينهم و الخوف من عدوّهم و ارواحهم معلقة بالملاء الاعلى فعلماءهم و اتباعهم خرس صمت فى دولة الباطل منتظرون لدولة الحق » « 3 » ، يعنى مؤمنين و مخلصين كسانى هستند كه مصاحبت نمودند در ظاهر قوالب و بدنهاى خود با اهل دنيا با
هامش
( 1 ) . جامع الأخبار ، ص 96 و بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 412 ، ح 61 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 225 ، ح 12 و بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 81 ، ح 29 .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 335 ، ح 3 .