تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
خود را حق مىدانند بنابراين در بعضى از احاديث بر سبيل تعريض و از جهت اثبات فساد و ملعنت اين طايفه و بروز دادن آن‌كه اين‌ها از آن اوايل نيستند و ربطى به جناب امير عليه السّلام ندارند و طريقهء ايشان باطل است رسيده است و وارد شده است كه صوفى سه حرف است مراد از حرف صاد صبر و صدق و صفا است و مراد از حرف واو ودّ و ورد و وفا است و مراد از حرف فا فقر و فرد و فنا است و اين اشاره به آن است كه اگر ايشان راست مىگويند و مثل اوايل اهل اللّه و اهل حقّ مىباشند اين اوصاف علامات اهل اللّه و اهل حق است نه اوصافى كه در ايشان است و استخراج نمودن اين اوصاف از اين لفظ از باب الزام نمودن مر خصم است نه اين‌كه مراد اين باشد كه در شريعت طريقهء صوفيه مىباشد و اين اسم ، اسم خوبى است و بدان‌كه شايد كه در ميان آن‌ها بعضى اشخاص بوده باشند كه فى الحقيقه از ايشان نباشند و از طريقهء ايشان برى و بيزار باشند و لكن به سبب مجالست و مخالطه نمودن با آن‌ها اين اسم بر ايشان سرايت كرده باشد . بلى
صحبت مفسدان و بدعملان * مردم نيك را تباه كند هركه با ديگ همنشين گردد * جامهء خويش را سياه كند
و از اين سبب كه خباثت و ادبارى و ضلالت اين طايفه به سرحدّ ظهور رسيده است اكثر شعرا و اهل ذوق كه به اعتقاد عوام النّاس ايضا آن‌ها صوفى مىباشند به دليل آن‌كه شعر گفته‌اند با اين طايفه بد مىباشند و در اكثر اشعار و غزل‌هاى خود مذمّت و بدگويى آن‌ها را كرده‌اند و لكن از آن‌جا كه اوّلين از اين سلسله خوبان و نيكوكرداران بوده‌اند و شايد كه در ميان ايشان ايضا اشخاصى بوده‌اند كه در هيچ‌يك از اعمال و عقايد با ايشان ربطى نداشته‌اند و به سبب خلطه يا اول سلسله بودن ، اين اسم صوفيّه به آن‌ها سرايت كرده است از اين سبب و به ملاحظهء اين اشخاص و به مضمون آن حديث سابق در بعضى از اشعارشان اسم خوبان را به صوفيّه ادا كرده‌اند و ايشان را مدح نموده‌اند . خلاصه اين طايفه به فرموده امام عليه السّلام و به مشاهده و به ملاحظهء احوال ايشان طايفهء خبيثهء ملحدهء مبتدعه از خدا و رسول دور و از نور كمال و معرفت مهجورى مىباشند « 1 »
هامش
( 1 ) . حديقة الشيعة ، ص 592 و مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 380 ، ح 25 .