تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
اين مرتبه چيزى از دنيا به ايشان برسد ، يا آن‌كه احدى ايشان را بشناسد و ايشان را تعظيم و تكريم نمايد ، نبودند و به سبب عدم غلبهء جهل و عدم ظهور فساد ، داعى و ضرورتى ايضا بر خودنمايى و ظاهرآرايى نداشتند و به مضمون احاديث كه زىّ مومن نداشتن زىّ است بىزييى و بىوضعى را زىّ خود كرده بودند و اولياء اللّه و اهل اللّه و اهل حق شده بودند و لكن ساير مردمانى كه فى الجمله دانا و بينا بودند ، ايشان را به علوّ مرتبه و رفعت قدر مىشناختند و حرمت ايشان را نگاه مىداشتند از غير آن‌كه ايشان توجّهى و ميلى به سوى شناسايى و حرمت نگاه‌دارى داشته باشند تا آن‌كه ايّام حيات و زندگانى منقرض و از اين دامگاه دار فانى مرتحل و منتقل و به جوار مولى و خالق خود
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 1 » مجلس و محفل و آشيانه گرفتند .
آه ازين جور و تظلّم كه درين دامگه است * واه از آن ناز و تنعّم كه در آن محفلهاست
و بعد از ايشان اشخاصى به‌هم رسيدند كه در اين حالات و اين علامات با ايشان يكى بودند و لكن باطن و سريرت ايشان هنوز به سرحد خلوص بلاريب و يك‌رنگى بدون عيب نرسيده بودند و از اين سبب خالى از انانيّت و ريا و حبّ و دوستى دنيا نبودند و در واقع و باطن سريرت طالب جاه و رياست و آوازه و شهرت و خودنمايى و ظاهرآرايى بودند و به اين سبب در خيال و انديشهء آن‌كه نشانى و زيىّ بر خود ببندند تا آن‌كه مردمانى كه طالب اهل اللّه و اهل حقّند ايشان را بشناسند افتادند و به اين جهت بناى زهدنمايى را گذاردند و در لباس و كسوت كه بالنّسبه به ساير اوضاع ديگر فى الجمله از اسباب و آلت عالم حس و نمودارى است زىّ و وضع خاصّى را كه نشانه و علامت زاهديّت خود مىدانستند پيشه و ثمرهء انديشهء خود نمودند و حال آن‌كه عين ميل و رغبت نمودن به سوى دنيا مىبود و از اينجا است كه از جناب امير المؤمنين عليه السّلام چون سؤال كرده شد كه چه‌چيز است زهد ؟ فرمودند كه « أفضل الزّهد هو اخفاء الزّهد » « 2 » ، يعنى بهترين زهد پنهان نمودن زهد است از آن‌جا كه اظهار نمودن آن در نزد اشخاصى كه عارف به حقايق و دقايق و حيله‌هاى نفس مىباشند از آثار و علامات
هامش
( 1 ) . قمر : 55 . ( 2 ) . صبحي صالح ، نهج البلاغه ، ص 472 ، قصار الحكم 28 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 221 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي