نور خود سازد و سينهء او منشرح و وسيع و جادار و قلب او پرنور و باصفا و امانتدار گردد چنانكه خداوند بيان نموده است و فرموده كه
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 1 » يعنى و هركس كه بترسد حضور و ايستادگى و اطّلاع خداوند را بر او و به اين سبب نهى بنمايد نفس خود را از خواهشهاى آن ، پس به درستى كه بهشت كه مقام امن و راحت است ماوى و محلّ استراحت آن مىباشد .
مراد ، هم بهشت آخرت است و هم بهشت دنيا كه عبارت است از نعمت و لذّت علوم و معارف كه بعد از عمل نمودن به طريقهء مذكوره از براى اين كس حاصل مىشود و اين كس به آن مىرسد و راحت مىيابد و جنّت حقيقيّه روحانيّه در دار آخرت ايضا همين معارف است كه عين معنى قرب است .
جنت اهل حقيقت به حقيقت اين است * از قصور است كه كس ناظر حور العين است
و فرموده است ايضا كه
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 2 » و پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرموده است كه « من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » « 3 » يعنى هركس كه كردار و گفتار و ساير حركات جوارحيّه و خطرات قلبيهء خود را خالص بسازد از براى خداوند در چهل شبانهروز ، البته ظاهر مىشود چشمههاى حكمتى كه در دل او است و بر زبان او جارى مىگردد و ائمهء اطهار عليهم السّلام فرمودهاند كه « اذا اراد اللّه بعبد خيرا نكت فى قلبه نكتة بيضاء » « 4 » و بعد از آن عالم به علم حكمت و علم لدنّى كه خداوند به فرمودهء
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
اشاره به آن فرموده است مىشود و حقايق اشيا را كماهى مىفهمد و مقرّب و محبوب درگاه الهى مىشود و جوارح و اعضا و قلب و نفس آن به مضمون حديث « فاذا احببت كنت سمعه » « 5 » كه سابقا ذكر آن شد متحرّك به حركت ربّانيّت و متقوّم به قيّوميّت الهيّه مىگردد و تمام اين مطلب مفصّلا با آيات و اخبار در كتاب اجابة المضطرين و در باب اول اين كتاب در تحفهء
هامش
( 1 ) . نازعات : 40 .
( 2 ) . زمر : 22 .
( 3 ) . كشف الخفاء للعجلوين ، ج 2 ، ص 310 و الموضوعات لابن الجوزى ، ج 3 ، ص 145 .
( 4 ) . اصول كافي ، ج 2 ، ص 214 ، ح 7 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 352 ، ح 8 .