فاجر نمىشود و لكن فاجر كه به لباس تاجر برمىآيد فساد مىكند و تجّار را بدنام مىكند و از اين مقوله در آخر الزّمان كه زمان ما است ، بسيار است .
خط ساقى گر از اينگونه زند نقش بر آب * اى بسا رخ كه به خونابه منقّش باشد
غم ابناى زمان چند خورى باده بخور * حيف باشد دل دانا كه مشوش باشد
تحفه : [ 18 ] ، [ تنافى فلسفه با حكمت ]
بدانكه در كتاب حديقه مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرمودند حديثى را كه مضمون آن اين است كه مىآيد بر مردمان ما زمانى كه در آن زمان صورتهاى ظاهر ايشان خندان و شكفته است و دلهاى ايشان زنگ و ظلمت گرفته است ، سنّت و شريعت در نزد ايشان ، بدعت و بدعت در ميان ايشان سنت و شريعت است ، مؤمن در نزد ايشان حقير و خوار ، و فاسق ، موقر و صاحب اعتبار ، امرايشان جاهل و جابر و علمايشان در در خانهء ظلمهرونده و ساير ، مىدزدند اغنيا مال فقرا و پيشدستى مىنمايند اصاغر بر كبراء ، هر جاهلى در نزد ايشان خبير و دانا و هر حيله بازى در اعتقادشان فقير و بينوا ، فرق نمىكنند ما بين مخلص و صاحب تدليس و نمىشناسند گرگ را از ميش ، علماى ايشان شرار و بدترين خلق روى زمين مىباشند به جهت آنكه ميل مىدارند به طريقهء فلسفه و حكمتهاى موهومى و من درآوردى و بهطور تصّوف و بدعت و خودرأيى و به خدا قسم كه آن علما از اشخاصى هستند كه عدول و انحراف از دين و طريقهء شريعت نمودهاند و مبالغه مىنمايند در دوستى اشخاصى كه مخالف با ما مىباشند و گمراه مىنمايند شيعيان و مواليان ما را ، پس اگر برسند به منصبى هرآينه سير نمىشوند از رشوه گرفتن و اگر نرسند و به گمنامى خود بمانند هرآينه بندگى مىنمايند خدا را بر طريق ريا كردن . بدانيد و آگاه باشيد كه ايشانند قطّاع طريق مؤمنين و خوانندهء مردمان به نحله و طريقهء ملحدين ، پس هركس از شما كه درك ايشان و زمان ايشان بنمايد بايد كه حذر نمايد از ايشان و نگاه بدارد دين و ايمان خود را . « 1 »
هامش
( 1 ) . حديقة الشيعة ، ص 592 و مستدرك وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 380 ، ح 25 .