علما است و به خصوص در احاديث مذموم است و مخالطه با يكديگر كه در احاديث ممدوح است ، نمىكنند و به صحبت و تقرّب يافتن به سلاطين و امرا كه خود مىگويند كه ايشان اهل دنيا و اهل ظلمند ايضا بسيار مايل و راغب و آرزومند مىباشند و بعد از حصول ، مفاخرت به آن مىنمايند و از اين سبب خود را و سلاطين را داخل اشرار كردند ؛ چونكه در حديث است كه شرار علما ، كسى است كه مجالست با امرا مىكند و خيار امرا ، كسى است كه مجالست با علما مىنمايد « 1 » و سرّ آن ظاهر و هويدا است و چونكه ظاهر امرا ، دنيادارى است و از ميل نمودن ايشان به رفتن و مجالست نمودن با علما كه دنيادار نيستند معلوم مىشود كه اعراض از دنيادارى خود نمودند و اقبال بر راه آخرت كردهاند و برعكس اين است ظاهر علما از ميل نمودن و رفتن ايشان به سوى امرا معلوم مىشود كه اعراض از آخرتدارى خود كردند و اقبال به راه دنيا نمودند ، پس بعد از رغبت داشتن ايشان به مجالست امرا ، امرا هم ديگر ميل به مجالست علماى حقّانى و رفتن به سوى ايشان نمىكنند ؛ چونكه مىبينند كه آنها با تملّق و عشق تمام و نيازمندى مىآيند و آرزومند صحبت مىباشند و طالب دنياى ايشانند و از جنس و نوع ايشانند و ديگران را هم قياس به ايشان مىكنند و رفتن و مجالست نمودن با ايشان را ترك مىنمايند ، پس امرا هم از اين سبب ايضا از اشرار امرا مىگردند و از اين سبب است ايضا كه نظر نمودن به سوى ايشان ، فتنه و معصيت شده است با آنكه در حديث مشهور نبوى است كه « النّظر فى وجوه العلمآء عبادة » « 2 » و معنى آن را از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال نمودند ، پس فرمودند كه آن عالمى است كه هرگاه نظر به سوى آن بنمايى به ياد بياورى آخرت را و از دنيا اعراض بنمايى و امّا عالمى كه بر خلاف اين باشد و اگر نظر به آن بنمايى به ياد بياورى دنيا را و از آخرت غافل بشوى ، پس نظر نمودن به سوى آن فتنه است و از اين سبب است ايضا كه پشت امام خود را شكستند ؛ چونكه هتك حرمت و مخالفت طريقهء دين و شريعت را نمودند و جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه « قصم ظهرى رجلان عالم متهتّك و جاهل
هامش
( 1 ) . إتحاف السّادة المتّقين ، ج 1 ، ص 389 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 195 ، ح 14 .