و علم تفسير و احاديث و علم تأويل و علم اخلاق و تزكيه و تربيت نفوس و مجاهده و محاربه با شيطان كه عدوّ حقيقى ايشان است چنانكه خداوند فرموده است كه
إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا
« 1 » چونكه در ضمن اين بواقى به حسب توهم ايشان عام فريبى و دنيادارى دست بههم نمىدهد بلكه به توهّم اينكه شايد احدى از عوام به سبب نداشتن و ندانستن ايشان اين فنون را نسبت نقص به ايشان بدهد انكار اينكه اينها از علوم دين مىباشند ، مىكنند و هركس كه غير از ايشان اين علوم را و آنچه ايشان دارند مىدارد و مىداند او را نسبت به كفر و تصوّف مىدهند و مستمسك ايشان اين است كه آن چيزها را مىداند كه ما نمىدانيم از اين جهت ناقص و صوفى و كافر است سبحان اللّه و واعجباه آنكه همه را مىداند عالم نيست و صوفى است و آنكه هيچ نمىداند عالم همدان شده است جاى خنديدن صاحب مرده است به همانطور كه پيغمبر و ائمه عليهم السّلام فرمودند : « اولئك شرار خلق اللّه » . « 2 »
هماى گو مفكن سايهء شرف هرگز * در آن ديار كه طوطى كم از زغن باشد
و از اين سبب است ايضا كه در سالهاى سال و قرون متطاولهء بىشمار از هر يكصد نفس بلكه هزار يك نفر چيز فهم و محقّقى كه مطّلع از كتاب اللّه و احاديث ابواب اللّه باشد و احاطهء درست به دين كرده باشد بههم نمىرسد و اگر اتّفاقا پيدا شود و بههم رسد ايضا به سبب مذكور عمر خود را تمام صرف نموده و مشغول بههمين فنّ از علم مىگردند و به اندك زمانى منصب رياست و دنيادارى را مىگيرند و مشغول به جمع كردن زخارف دنيويّه مىگردند و اسم آن را تعظيم به شعائر اللّه و زىّ و اقامت دين اللّه و هدايت النّاس مىگذارند و متذكّر نمىشوند و نمىفهمند كه هيچ كدام يك از افراد مردمان نيست كه اقدم و اولى باشد به هدايت و دلسوزى از نفس خود اين كس حاشا و كلا و از اينجا است كه در احاديث رسيده است كه علم آخرت مخفى و
هامش
( 1 ) . فاطر : 6 .
( 2 ) . منية المريد ، ص 153 ، فصل 1 ؛ إحياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 336 ؛ تنبيه الخواطر ، ج 1 ، ص 220 و بحار الأنوار ، ج 110 ، ح 22 .