آرزوى يك قرص نان باشد و از خانه به طلب آن بيرون آيد پس در هرجا كه مىرود خواه مسجد و خواه قمارخانه و هركس را كه مىبيند خواه عاقل و خواه ديوانه و خواه آشنا و خواه بيگانه و هرچيز را كه مىگويد خواه خدا و خواه خرما و خواه حلّانه و هر كار كه مىكند خواه نماز و خواه روزه و خواه حجّ و طواف خانه مجموع دام و افسانه و وسيله و بهانهء آن يك قرص نان است و تمام جوارح و اعضا و حركات و سكنات آن مستغرق در طلب آن است و قدر و مرتبهء آن شخص همانقدر و مرتبهء آن يك نان است .
تا در طلب جوهر كانى كانى * ور طالب يك قرص ز نانى نانى
اين قاعده و نكته ز من گوش دار * آن چيز كه تو طالب آنى آنى
و از اينجا است كه جناب امير عليه السّلام فرموده است كه « النّاس ابناء ما يحسنون » « 1 » ؛ يعنى مردمان ابنا و زاييدهشدگان همان عملى هستند كه او را خوب مىكنند و طالب آن و ساعى در طلب آنند و آن عمل ، پدر ، اصل و قدر و قيمت ايشان است و فرمودند ايضا كه « قيمة كلّ امرء ما يحسنه » « 2 » ؛ يعنى قيمت و قدر و بهاى هر مردى همان عملى است كه او را نيكو و به سعى و به رغبت و به نيّت مىكند و از اينجا است كه در احاديث مذمّت اهل اين زمان و مذمّت اعمال صالحات صوريّهء آنها و مذمّت علما و تحصيل نمودن علم و نشر كردن آن نموده شده است ؛ چون كه نيّات و قصود آنها در اين اعمال و در اين علوم دنيا است و فاسد است و به وسيلهء آنها طالب دنيا و هرچيز كه غير خدا و رسول و دار آخرت است مىباشند ، پس قدر و قيمت ايشان همانقدر و قيمت دنيايى مىباشد كه در طلب آنند و سعى در تحصيل آن مىنمايند و قدر و قيمت دنيا به قدر و قيمت جناح و بال مگسى هم نيست ؛ چنانكه در حديث است كه اگر دنيا در نزد خدا به قدر جناح بعوضهاى ، قدر مىداشت هرآينه يك ذرّهء آن را به كفّار نمىداد « 3 » و از اين سبب است كه اگر علماى حقّانى كه ايشان به آنها اعتقاد دارند منع نمايند ايشان را از
هامش
( 1 ) . شرح غرر الحكم ، ج 1 ، ص 309 ، ح 1178 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، قصار الحكم 81 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 284 ، ح 134 .