تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بنمايد ، هرآينه پدر از مرتبهء پدريّت كه غالبيّت باطنيّه است ، بيرون نمىرود هرچند كه در ظاهر مغلوب فرزند باشد و بالاخره و از روى حقيقت ، محقّق و مسلّم است كه پدر ، پدر و بزرگ و مهتر است و فرزند ، فرزند و كوچك و كهتر است و از اين‌جا است كه خداوند فرموده است كه
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » ؛ يعنى و خداوند غالب و قاهر بر امر و بر حقيقت خود است هرچند كه مردمان او را معصيت و نافرمانى بكنند و در ظاهر چنين بنمايد كه مردمان غالبند و لكن خداوند ، خداوند است هرچند كه حلم بنمايد و معاجله به عقوبت نكند و بندگان ، بندگان و اسيران و ذليلانند هرچند كه نافرمانى و گستاخى بكنند و لكن اكثر مردمان كه به اين دقايق و حقايق برنخورده‌اند نمىدانند كه خداوند هميشه غالب است و فرموده است ايضا كه
لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ
« 2 » ؛ يعنى عزّت و غلبه هميشه از براى خدا و رسول آن و از براى مؤمنين مىباشد و فرموده است ايضا كه
كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ
« 3 » ؛ يعنى نوشته است و لازم و حتم گردانيده است خداوند آن‌كه به يقين من و پيغمبران من و دين و شريعت من هرآينه هميشه غالب مىباشيم و مغلوبيّت از براى ما نمىباشد ؛ به جهت آن‌كه خداوند قوّت دارد و غلبه فرماست ، پس حقّ هميشه در حقيّت و شرافت و غالبيّت حقيقت خود كه همان معنى حقيقت اوست باقى و برقرار است هرچند كه در صورت مغلوب بنمايد . آرى فرمودهء ترك است كه ؛
داش اگر دوش سه و سندرسه قزلدن چنقى * نه داشن قيمتى آرتر نه قزل اكسك الز
و معنى آن به زبان تاتى آن است كه ؛
سنگ اگر افتد و درهم شكند كاس طلا * نه طلا قيمت آن كم نه رسد فخر به سنگ
و از اين سبب مردمان ، بواطل و مفاسد را كه مقصود ايشان است ملبّس به لباس حقوق و مصالح با آن‌كه مطلوب ايشان نيست ، مىنمايند تا آن‌كه به واسطهء شرافت و حقيّت حقّ ، باطل و فساد خود را رواج دهند ، شايد كه به مقاصد فاسدهء فانيه دنيويه
هامش
( 1 ) . يوسف : 21 . ( 2 ) . منافقون : 8 . ( 3 ) . مجادله : 21 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 203 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي