خود برسند با آنكه نخواهند رسيد و به غير از همان تلبيسها و حيلهها و ملعنتهاى ابليسيّه و شيطانيّه و تصديعات و غصّهها و المهاى نفسانيّه ديگر چيزى به دام و كام ايشان نمىافتد و نمىرسد چونكه عقلا و نقلا محقق است كه دنيا تابع آخرت است و آخرت تابع دنيا نيست . چنانكه در اين حديث است كه « انّ اللّه يعطى الدّنيا على نيّة الآخرة و لا يعطى الآخرة على نيّة الدّنيا » « 1 » يعنى به درستى كه خداوند تبارك و تعالى عطا مىفرمايد دنيا را به اين كس ، در وقتى كه عمل اين كس براى خدا و دار آخرت باشد و عطا نمىفرمايد آخرت را به اين كس با آنكه عمل اين كس براى خود و دار دنيا باشد و از آنجا كه دنيا را به طالب آخرت مىدهد ، نه طالب دنيا ، پس طالب دنيا به دنيا هم نمىرسد و نصيب آن مضمون آيهء
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
« 2 » مىباشد .
و جناب امير المؤمنين عليه السّلام در بعضى از خطبههاى خود فرمودند فقراتى كه مضامين و معانى آنها اين است كه به درستى كه مخوفتر و بدتر چيزى كه مىترسم بر شما دو خصلت است : يكى تبعيّت نمودن مر هواى نفس و يكى ديگر طول امل ، امّا تابع شدن مر هواى نفس ، پس مانع مىگردد اين كس را از شنيدن و گفتن و كردن حقّ و امّا طول امل ، پس به فراموشى مىاندازد اين كس را از دار آخرت و مهيا شدن از براى آن . آگاه باشيد كه به تحقيق كه دنيا كوچ نموده است و پشت به شما مىرود و آخرت كوچ نموده است و رو به شما مىآيد و از براى هريك از دنيا و آخرت اولاد و بنونى مىباشد ، پس باشيد از ابناء آخرت و مباشيد از ابناء دنيا و به درستى كه در امروز كه دار دنيا است عمل مىباشد و حساب نيست و فردا كه دار آخرت است حساب مىباشد و عمل نيست « 3 » و اين است و جز اين نيست كه ابتداء واقع شدن فتنه خواهشهاى نفوسى است كه تابع آنها مىشوند و حكمهايى است كه بدعت و من درآوردى مىباشد و مخالفت مىشود به سبب آن حكمها مر حكم خداوند و متوجّه مىشود در
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 181 ، ح 6056 .
( 2 ) . حج : 11 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، كلام 42 .