و عاشق و مجنون به ليلى و مفتون به سلماى دنيا گرديدهاند ، پس آنچه در ظاهر اقوال و اعمال ايشان ، عبادت و اطاعت و حسنات و بر وفق شريعت مىنمايد ؛ همگى ساختگى و تزوير و ملعنت و بافندگى و صورت صرف و غرور محض و دام تحصيل مقاصد دنيويّه و وصول به وصال سلمى و ليلى دنياى دنيّه است و بواطن و سريرت آن اقوال و اعمال مفاسد و بواطل است كه آنها را به لباسهاى حق و مصالح ، ملبّس نمودهاند و تمام ، تلبيس ابليس است نه آنكه از براى شريعت تأسيس شده باشد .
چنانكه خداوند فرموده است كه :
وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
« 1 » ؛ يعنى و واگذار اى پيغمبر ! آنچنان اشخاصى را كه گرفتهاند دين خود را به طريق بازى و صورتسازى و اعمالشان خالى از اخلاص و ياد خدا و آلت و اسباب خودنمايى و ريا مىباشد و فريب داده است ايشان را زندگانى و زينت و زخارف دنياى فانى .
خاقانى آن كسان كه طريق تو مىروند * زاغند و زاغ را روش كبك آرزوست
گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار * كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست
و اين اشخاص با اين عباداتشان ، ملعبه و مضحكهء شيطان مىباشند و شيطان با ايشان لعب و بازى مىكند و بر ايشان مىخندد و آنها را مركوب و خر خود گردانيده و بر آنها سوار شده است و آنها را رو به آمال و مقاصد ايشان مىبرد و مىراند ، چنانكه حق تعالى فرموده است كه
يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
« 2 » ؛ يعنى وعده مىدهد شيطان به ايشان در اين اعمالشان به وعدههاى خير و به آرزوها ، آنها را مشغول مىدارد و حال آنكه وعده دادن شيطان به ايشان نيست مگر غرور و فريب و بدانكه سرّ اين تلبيسات و ميل نمودن مردمان به كردن آنها با آنكه نيّت و مقصودشان غير آنها است ، آن است كه حقّ از حقيقت و شرافت خود هرگز نمىافتد و بيرون نمىرود هرچند كه مغلوب باشد مثل اينكه طفل صغير بلا ادب پدر خود را اگر بيندازد و بر روى او افتد و ريش او را بگيرد و بكند و امثال اين افعال بالنّسبه به آن
هامش
( 1 ) . أنعام : 70 .
( 2 ) . نساء : 120 .