گرديدن نعمت خداوند مىشود كه فى الحقيقه بلاى عظيمى است و ما فوق تكدّر و گرفتگى و تنگى و انقلاب نعمت بر اين كس ، ديگر بلايى نمىباشد و قتل نفس و ترك صلهء رحم و ترك نماز و ترك وصيّت نمودن و ترك ردّ مظالم و ترك خمس و زكات نمودن ، ظلمات و گناهانى است كه موجب مصيبت ، غصّه خوردن و ندامت كشيدن و تألّم داشتن دل كه بلاى عظيمى است مىگردد و معصيت نمودن شخص عارف و بزرگى كردن آن بر مردمان و استهزا و سخريّه به ايشان نمودن ، ظلمات و گناهانى است كه موجب بليّه و زايل شدن نعمت از اين كس بالكليّه مىشود و اظهار فقر نمودن و خوابيدن و نماز صبح و عشا نكردن و استخفاف به نعمتهاى خداوند نمودن و شكايت خداوند نمودن ، اينها گناهان و ظلماتى است كه موجب بلا و دفع نمودن قسمت روزىها مىگردد و شراب آشاميدن و بازى نمودن به قمار و به مردم خنديدن و مردم را به خنده انداختن و مشغول لغو شدن و مزاح و شوخى نمودن و عيوب مردم را گفتن و همنشينى با اهل شكّ و ريب نمودن ، اينها گناهان و ظلماتى است كه موجب بلا و رسوايى و پردهدرى اين كس مىباشد و به فرياد نرسيدن مبتلاء به درد و اعانت ننمودن مظلوم و ضايع داشتن امر به معروف و نهى از منكر ، اينها گناهان و ظلماتى است كه موجب نزول بليّه و مصيبت مىباشند و تجاهر نمودن به ظلم و آشكارا نمودن فسق و فجور و مباح دانستن محرّمات و محظورات و فرمان نبردن بر اخيار و طاعت و فرمانبردارى اشرار ، اينها گناهان و ظلماتى است كه سبب تسلّط يافتن دشمنان مىگردند و قطع رحم و قسم دروغ و سخنهاى دروغ گفتن و زنا كردن و راههاى مسلمانان را بستن و ادّعاى امانت و پيشوايى را به غير استحقاق نمودن ، اينها گناهان و ظلماتى است كه موجب نقصان عمر و تعجيل فنا مىگردد و مأيوس شدن از فرج دادن خداوند در امور و نااميد گرديدن از رحمت آن و اعتماد به غير خداوند نمودن و تكذيب وعدههاى خداوند نمودن ، اينها گناهان و ظلماتى است كه موجب بلا و محنت قطع شدن اميد اين كس از خداوند مىگردد و سحر نمودن و فالگيرى كردن و اعتقاد به كواكب و تأثير آنها به طريق استقلال و بدون تخلّف داشتن و تكذيب نمودن به قدر و قضاى خداوند و عقوق والدين ، اينها گناهان و
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص١٨٩