بعد از آنكه اين شش ركن ، همگى منهدم و خراب گرديد ؛ نظام و صلاح زمان و ابناء زمان ، مختل و فاسد مىگردد و در حقيقت به عوض و بهجاى شش فرقهء مذكوره ، شش فرقهء ديگر مىآيد كه سه از آن ايضا ملوك و اكابرند و سه ديگر تبعه و اصاغر مىباشند امّا ملوك و اكابر ، شيطان و فرعون و قارون و امّا تبعه و اصاغر ، حيوانات و حشرات و سگاناند چنانكه مقتضى عقل و مضمون احاديث است كه « عالمى كه به علم خود عمل نمىكند آن با شيطان مساوى است و سلطانى كه عدالت را بالنّسبه به رعيّت خود به كار نمىبرد آن با فرعون مساوى است و صاحب دولتى كه نفع و خير آن به فقرا نمىرسد با قارون مساوى است و فقيرى كه طمع در مخلوق دارد و طريقهء تملّق را پيشهء خود نموده است با سگ مساوى است و معلوم است كه رعيّتى كه در طاعت و تعظيم سلطان خود مشغول نيست آن با حشراتى كه شغل آنها اذيّت رسانيدن است مساوى است و جاهلى كه پيروى عالم نمىكند آن با حيوانات و چهارپايان كه شغل ايشان خوردن و راه رفتن است و خوابيدن است مساوى است » .
چنانكه در حديث است كه مروى است از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و عنقريب ذكر آن خواهد شد ، پس زمانى كه ابناء و مخلوقات آن يا شياطين و يا فراعنه و يا قوارنه و يا حشرات و يا حيوانات و يا كلاب مىباشند و غير از آنها كسى ديگر نمىباشد ، چگونه اميد خير و طاعت خداوند و آثار نور عقل از آنها داشته مىشود ؟ بلكه همهء كردار و گفتار آنها شرور و معاصى و آثار ظلمت و جهل مىباشد ، پس هريك از آنها مشغول به انواع معاصى و شرور و ظلمات جهل خود مىگردند و به اين سبب به انواع مصايب و بليّه گرفتار مىشوند چنانكه سابقا محقق شد و مضامين احاديث است « 1 » ايضا و از آن جمله مضمون اين حديث است كه مروى است از جناب امام زين العابدين عليه السّلام كه : « ظلم و تعدّى نمودن بر مردم و ترك كردن اين كس طريقه و عادت خود را كه در كردن امور خيرات و احسان نمودن به مردمان مىداشت و كفران نعمت خداوند نمودن و ترك شكر كردن ، ظلمات و گناهانى است كه باعث و موجب بلا و تغيير يافتن و منقلب
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 138 و منهج الصادقين ، ج 3 ، ص 73 و 74 ذيل آيهء 79 نساء .