خلاف العادة ايضا منقلب به خوشى گردد و عفونت اخلاط را مبدّل ساخته و بالكليّه زايل گرداند . و بر همين منوال است حال سماوات با حال اشخاصى كه جهل و ظلمت و كدورت به آنها احاطه نموده است تا وقت هلاكت يا وقتى كه زمان ظهور و غلبه نمودن عقل از روى باطنى آن برسد و قوّت خارجيّه بر خلاف عادت بههم رسد و ظلمت و كدورت جهل را از آن اشخاص و از افلاك بر طرف گرداند و آنها را منوّر به نور خود گرداند و امّا قبل از آن پس قرن به قرن و سال به سال و ماه به ماه و هفته به هفته و روزبهروز و ساعت به ساعت و دقيقه به دقيقه زمان و ابناء زمان از يكدگر متأثّر و در تنزّل و رو به ادبار و نحوست مىباشند هرچند كه تنزّلات و ادبارات آنها ساعت به ساعت و روزبهروز معلوم و محسوس نگردد ، بلكه قرن به قرن و سال به سال معلوم مىشود كه اعمال و گفتار و كردارى كه در قرن يا سال سابق يقينا متروك و قبيح و منكر بوده است در قرن و سال لا حق معمول و مستحسن و معروف گرديده است و حالات مردمان كه در زمان ظهور عقل و غلبهء آنچنان بود كه هوا و هوس خود را تابع دين و فرمودهء خداوند مىكردند و مىدانستند و كوشش در راه حق مىكردند و همنشين و رازدار و رازگوى باحق و بااهل حق بودند چنين مىگردد كه دين و حكم خداوند را تابع هوا و هوس خود مىگردانند و مىدانند و كوشش ايشان در راه باطل و هوا و هوس خود مىباشد و همصحبت و رازدار و رازگوى با غير حق و اهل باطل مىباشند .
روز وصل دوستداران ياد باد * روز و شب زان گلعذاران ياد باد
مبتلايانيم دربند هوس * كوشش آن حقگذاران ياد باد
رازها بس بعد از اين ناگفته ماند * اى دريغ آن رازداران ياد باد
تحفه : [ 16 ] ، [ تحولات اجتماعى ، فلسفه نزول بلايا و وصف جامعه دينى عصر جهل ]
و اين تغيّرات و تبدّل حالات مردمان ابتدا و اولا از اكابر و بزرگان ناشى مىگردد چرا كه اگر حالات اكابر و بزرگان اوّلا تغيّر و تبدّل نيابد و بر شيوه و طريقهء لازمهء خود برقرار باشند و از اراذل و اصاغر خلاف قاعده سر بزند و تقصير نمايند اكابر را ممكن