است كه مسما به تسنيم است ، و آن چشمهاى است كه مىآشامند از آن ، بندگان مقربان خداوند . و همچنين در عقب آنكه فرمود كه كتاب فجار در سجين است بلافاصله ايضا بيان جهنم و حالات اهل آن نموده است و فرموده است كه
فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
* الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ
* وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
* إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
* كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
* كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
* ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ
* ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
« 1 » ؛ يعنى ويل و جهنم در آن روزى كه كتابها و نقشهاى اعمال طايفهء جهل بروز مىنمايد از براى ايشان است كه اشخاصى بودند كه در دار دنيا تكذيب رسل و آيات ما مىنمودند ، و آنها آنچنان اشخاصى هستند كه تكذيب بودن روز قيامت و روز آمدن جزا دادن اعمال مىنمودند ، و تكذيب روز جزا را نمىكند مگر هر جاهل تعدىكننده از حدى كه بسيار گناهكار بوده باشد و هر وقت كه خوانده شود بر او آيات و كلام ما مىگويد كه اينها من درآوردى و بافندگىهاى طايفههاى اولين و سابقين است و كلام خداوند نيست ، نهچنين است و كلام ، كلام خداوند است و لكن از آنجا كه بر دل ايشان ، پرده حاصل شده است از آن معصيتهايى كه بودند كه مىكردند آن را از اين سبب نمىفهمند و تصديق نمىكنند ، و به درستى كه ايشان در روز جزا و قيامت از پروردگار خود دور و محجوبند ، بعد از آن بايد كه ايشان داخل شوندهء جهنم باشند ، بعد از آن به ايشان گفته شود كه اين همان آتشى است كه در دار دنيا بوديد كه تكذيب وجود و ظهور آن مىنموديد . بارى اينها همه آثار جهل و مآل فرقهء جاهل است و آنها همه آثار عقل و مآل فرقهء عقل است ؛ چنانكه همگى اين تحقيقات از آثار عقل است ايضا .
بلى ،
بلبل آموخت ز گل فيض سخن را ورنه * اين همه قول بدى تعبيه در منقارش
ليك وقت است كه خون موج زند در دل سنگ * كين همه زاغ و زغن مىشكند بازارش
اى كه از كوچهء معشوقهء ما مىگذرى * باخبر باش كه سر مىشكند ديوارش
اگر از وسوسهء نفس و هوا دور شوى * بىشكى راه برى در حرم ديدارش
هامش
( 1 ) . همان : 10 - 17 .