ايشان مؤمنين ، بلكه خدعه مىنمايند به اين گفتارشان با خدا و با مؤمنين و حال آنكه خدعه نكردهاند در حقيقت ، مگر با نفسهاى خودشان و از اين معنى شاعر و آگاه نيستند ، در دلهاى ايشان مرض بزرگى است ، پس زياد مىفرمايد خداوند مرض ايشان را و از براى ايشان است عذاب دردناكى به سبب كذب و دروغى كه مىگويند . و كسانى كه تصديق و اعتراف نمودهاند به دل ، يعنى فهميدند نه آنكه اعتقاد نموده باشند و لكن اقرار به زبان نكردند به سبب حسد و كبر و تعصب ايضا نه به سبب تقيه و امثال آن ، پس آنها جاهل و كافرند به كفر يهوديت و در رتبه ، با منافقين بلكه جاحدين يكى هستند . و در حق ايشان است اين آيه و امثال آنكه
فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ
« 1 » ؛ يعنى چونكه آمد به سوى ايشان آنچه را كه شناختند و فهميدند ، يعنى رسول و احكام خداوند را ، كافر شدند به آن و انكار نمودند او را ، پس لعنت و غضب خداوند باد بر كافرين و كسانى كه تصديق به زبان و دل كردهاند و لكن به جوارح و اركان عمل ننمودهاند و معاصى و گناهان كبيره را مرتكب شدند به سبب غلبهء نفس و هوا و خواهش آن . پس آنها جاهل و كافرند به كفر فسوق و عصيان و بالأخره به واسطهء توبه و شفاعت نجات خواهند يافت ؛ چونكه اين قسم از كفر به سبب خلط شدن قالب آنها است با سجين جهل . و در حق ايشان است اين آيه كه
بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 2 » ؛ يعنى بد اسمى است اسم فسق و عصيان از براى اين كس بعد از تحقق ايمان او ، و هركس كه از فسق و عصيان جوارحى خود توبه نكند پس ايشان ظلمكنندگان به خود هستند . و اطلاق كفر بر اين قسم از جاهل قليل است . و از آن جمله است آيهء
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
« 3 » ؛ يعنى و از براى خداوند بر ذمهء مردمان است رفتن به سوى خانهء كعبه ، از هركسى كه استطاعت رفتن به سوى آن داشته باشد ، و هركس كه كافر بشود ، يعنى ترك حج بكند ، پس به درستى كه خداوند مستغنى
هامش
( 1 ) . بقره : 89 .
( 2 ) . حجرات : 11 .
( 3 ) . آل عمران : 97 .