به جهت عجز ايشان و نداشتن قوّت بر اظهار نمودن جهل و ظلمت خود ؛ چونكه اشخاص و فرقهء عقل كسانى هستند كه قلب و قالب ايشان هردو ، از شعاع و فيوضات عقل خلق كرده شدهاند هرچند كه در قالب ايشان خلطى از جهل بههم رسيده باشد ، چنانكه سابقا و محققا ذكر شد .
و از لوازم عقل و شعاع آن ، اعتراف و تصديق نمودن است به جميع آنچه را كه انبيا از جانب خداوند آوردهاند به دل و زبان و جوارح و اركان ، به طريق تعقل و بصيرت و استقرار و استقامت . پس آن كسانى كه مطلقا ، هيچ تصديق و اعترافى ندارند به جهت عدم فهم و نداشتن قلب ، جاهل و كافرند به كفر جهالت و اضعفترين كفارند و همان طايفهء مستضعفيناند كه سابقا ذكر ايشان شد . و كسانى كه مطلقا ايضا هيچ تصديق نكردهاند لكن به سبب عدم فهم ، بلكه به سبب كبر و حسد و عصبيّت و تبعيّت آبا و اجداد ، جاهل و كافرند به كفر و جحود و انكار و از بدترين كفارند ، و در حق ايشان است اين آيه كه :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
* خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 1 » ، يعنى بدرستى كه آنچنان اشخاصى كه كافر شدهاند ، مساوى است بر ايشان آنكه انذار بفرمائى تو ايشان را يا آنكه انذار نفرمايى و ايشان ايمان نمىآورند ، و مهر فرموده است خداوند بر دلهاى ايشان و بر گوشهاى ايشان ، و بر چشمهاى ايشان پردهاى است ، و از براى ايشان عذاب بزرگى است . و كسانى كه تصديق و اعتراف نمودهاند به زبان نه به دل ، به سبب مصلحت امور دنيويه و بقا و تحصيل آنها ، از مال و جان و جاه و رياست و امثال اينها ، جاهل و كافرند به كفر نفاق و از بدترين كفارند ايضا و در حق ايشان [ است ] اين آيه و امثال آنكه
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ
* يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
* فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ
« 2 » ؛ يعنى و از جملهء مردمان ، اشخاصىاند كه مىگويند به زبان كه ما ايمان آورديم به خدا و به روز معاد و در حقيقت و در دل نيستند
هامش
( 1 ) . بقره : 6 - 7 .
( 2 ) . همان : 8 - 10 .