تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
هر خسى از رنگ و گفتارى بدين ره كى رسد * درد بايد صبر را زان مرد بايد كام زن سال‌ها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن عمرها بايد كه تا يك مشت پشم از پشت ميش * صوفيى را خرقه گردد يا حمارى را رسن
و بنابراين عدد فرقه عقل كه مقصود اصلى از خلقت كونين است ، قليل مىبايد باشد چنان‌كه خداوند اخبار از قلت آن‌ها فرموده است كه :
قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
« 1 » ، يعنى و قدر كمى از بندگان من عارف به خداوند و به نعمت او و شكرگذار او مىباشند ، يعنى از فرقهء عقل مىباشند و فرموده است ايضا كه :
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ
« 2 » ؛ يعنى و به درستى كه بسيارى از شركا و اشخاصى كه در مكاسب و معاملات با يك‌ديگر مخلوط مىباشند ، هرآينه تعدّى مىنمايند بعض از ايشان بر بعضى مگر آن‌چنان اشخاصى كه ايمان به خداوند آورده باشند و به جهت تحقّق ايمانشان مشغول به عمل نمودن اعمال صالحان شده باشند ، يعنى از فرقهء عقل باشند ايضا و ايشان بسيار قليل و كم مىباشند و در احاديث است ايضا كه بر سبيل تشبيه فرموده‌اند كه نسبت عده اهل ايمان و عقل به ساير مردمان مثل نسبت خال سفيدى است به ساير اعضاى گاوى كه سياه باشد و مثل نسبت مگس عسل است به ساير طيور و امثال اين . از تشبيهاتى كه در احاديث است و مراد از آن‌ها قلّت طايفهء سعداء و مؤمنين و فرقهء عقليّه است و لكن با وجود قلّت آن و كثرت فرقهء جهليّه درميان ايشان غالبيت و مغلوبيّت مىباشد ، مثل غالبيّت و مغلوبيّت دو فرقه از موكّلين بر دل ، پس در هر وقت كه نور عقل ظهور در آن‌ها داشته باشد با وجود قلت ايشان ، مقاومت با فرقهء جهليّه با آن‌كه بسيارند ، مىنمايند و قاهر و غالب بر آن‌ها مىگردند ؛ به سبب حقّيت و شرافت عقل و باطليّت و خساست جهل ، چنان‌كه خداوند فرموده است كه :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 3 » ؛ يعنى آمد حق و نور عقل ، و پامال شد باطل و ظلمت جهل ، به درستى كه باطل و جهل بوده است پامال و در اصل پوچ و بىاصل بوده است و سرّ اين آن است كه ظهور باطل به جهت و در وقت خفاء و
هامش
( 1 ) . سبأ : 13 . ( 2 ) . ص : 24 . ( 3 ) . اسراء : 81 .