و هركس كه مقصود او مطابق رضاى خداوند نيست و طالب امور و مقاصد سفليّه دنيويهء فانيّه است يا آنكه مجاهدات و رياضات او بر خلاف شريعت است و به طريقهء فهم ناقصهء خود است ، پس كمالى كه از براى او حاصل مىشود كمال جهلايى و سجّينى است كه فى الحقيقه فكر او شيطنت و نقص است و مستعدّ نزول نمودن شياطين بر دل و وسوسه نمودن او مىشود و راه علم و معرفت و هدايت بر او مسدود مىگردد و از پستترين و ناقصترين شيعيان مىشود . اگر كه دل او از عليين باشد اولا از دايرهء شعاع عقل و تشيّع بيرون است . و از اين تحقيق بر تو معلوم شد كه اشخاصى كه رياضات و مجاهدات ايشان بر خلاف شرع است خواه آنكه مقصد ايشان صحيح و اخروى باشد ، خواه فاسد و دنيوى باشد ، مثل اكثر هندوها و مخالفين مذهب شيعه و بعضى از شيعيان كه ايشان را از متصوّفه مىنامند ، از اين فرقهء ثانيه مىباشند كه شياطين بر آنها نزول مىنمايند و آنچه را كه مىبينند و مىفهمند و ادّعا مىكنند بر فرض صدق و راستى آن ، از شيطنت و وساوس شياطين است و از عقل و هدايت و الهام ملك نيست و چونكه ميزانى را كه مذكور شد نمىدانند و در دست ندارند چنين مىپندارند كه كامل شدهاند و فتح باب حكمت و عالم ملكوت از براى ايشان شده است و به همين عالم پندار خود مغرور گرديدهاند و در جهل و ضلالت ماندهاند تا وقت مردن .
پس اگر از شيعيانند و نفس الامر روح و دل ايشان از علّيين و از شعاع عقل است هرآينه به واسطهء شفاعت كبرى در معاد و مقام محمود ، نجات خواهند يافت و الّا ملحق به اشقيا و فرقهء جهليّه و سجّينيّه خواهند شد و مخلّد در جهنم خواهند بود . و مخفى نماناد كه چنانكه بر اين فرقه مذكوره امر مشتبه شده است به سبب ترك نمودن ميزان مذكور ، همچنين بههمين سبب امر اين دو فرقه كه يكى از كمّلين و خلّصين و يكى از ناقصين و ملحدين مىباشند ، بر اكثر جهله ابناى اين زمان مشتبه شده است .
پس بعضى از ايشان ملحدين و ناقصين را از فرقهء كمّلين و خلّصين پنداشتهاند و به اين پندار اعتقاد به آنها دارند و در پى آنها مىروند و كلمات ايشان را كلمات حقّه مىدانند و بعضى از ايشان برعكسند و كمّلين و خلّصين را از فرقهء ناقصين و ملحدين
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص١٥١