پنداشتهاند و به اين پندار اعتقاد به بدى آنها دارند و از ايشان هجرت و دورى مىكنند و طعن و لعن بر ايشان مىنمايند و كلمات و سخنان ايشان را بر كلمات فرقهء ناقصيه قياس مىكنند و پوچ و باطل مىدانند :
آه ازين صرّاف بازاران گوهر ناشناس * بارها خرمهره را با در برابر مىكنند
گويا باور نمىدارند روز داورى * زانكه گستاخى به منظوران داور مىكنند
تحفه : [ 11 ] ، [ معدود بودن جمع عاقلان ]
بدانكه فرقهء عقل هميشه قليل العدد بوده است و مىباشد و خواهد بود از آنجائى كه محسوس است و ديده مىشود كه در نوع بنى آدم از مجموع و جملهء الف آلاف از ولايات و مساكن فرقهء مختلفهء متشتته ، مساكن و ولايات شيعه و فرقه محقه معدود قليلى است و در تمام شيعيان و آنها كه مسمّى به اسم تشيعاند ، شيعه و مؤمن درست و خاطر جمع ايضا معدود قليلى است و همچنين از ما بين چندين هزار پيغمبر ، معدود قليلى مرسل مىباشند و از جملهء مرسلين ، قليلى اولوا العزم و از جمله اولوا العزم يك شخص مصطفى و منتخب مىباشد ، و همچنين در انواع حيوانات و نباتات و معادن از جمله صد بلكه هزار فرد مثلا معدود قليلى زبده و منتخب مىباشد و سرّ اين ، آن است كه هميشه مقدّمات و اسباب مقاصد بيشتر از خود مقاصد بوده است و مىباشد ؛ چونكه عالم ، عالم ربوبيّه است و طريق ربوبيت اين است كه از اوفى مرتبه چيزى ترتيب داده شود تا به سرحدّ كمال خود برسد و از مرتبهء اوفى تا اعلى مرتبه و حدّ كمال آن عوالم بسيارى مىباشد ، كه همگى مقدمات و اسباب كمال و رسيدن اويند ، به اعلى مرتبه كه ممكن است در حقّ آن ، چنانكه محسوس است و ديده مىشود ايضا كه يك دانه از ميوه يا از گل كه مقصود اصلى است تا وقتى كه به ظهور مىرسد بايد كه عوالم بسيارى از خاك و باد و آب و گل و عفونت آن و خضرت و سبزى و شاخ و برگ و خار بسيارى موجود شود و به ظهور آيد تا آنكه يك دانه ميوه يا يك دانه گل موجود شود و به ظهور آيد ، و همچنين ساير مقاصد ديگر ، آرى :