و از اينجا معلوم شد كه چنانكه نزول ملك و وحى و الهام آن بر انبيا و اوليا و من دون ايشان از سلسلهء عقل به قدر مراتب هريك از آنها مىشود ، همچنان نزول شياطين و وسوسهء آن بر اعداى ايشان تا آخر سلسلهء جهل به قدر مراتب هريك از آنها ايضا مىشود ، چنانكه خداوند فرموده است :
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ
؛ يعنى آيا خبر بدهم شما را كه بر هركه نازل مىشود شياطين ؟ نازل مىشود بر هر دروغگوى گناهكارى و بنابراين هركسى كه مقصود او مطابق اراده و رضاى خداوند است و طالب امور و مقاصد عاليهء اخرويّه است و مجاهدات و رياضات او ايضا بر وفق شريعت و فرموده خدا و رسول و ائمه عليهم السّلام است ، پس كمالى كه از براى او حاصل مىشود كمال عقلانى و علّيينى و حقيقى است و قابل نزول نمودن ملك بر دل او و الهام نمودن او را مىشود ، و راه علم و معرفت بر او گشوده مىشود و خير و شر امور خود را مىيابد ، و از شيعيان كمّل و حقيقى مىگردد چنانكه مضمون آيات و احاديث سابقه است كه در باب اوّل در تحفه بيان حكمت مذكور شد و غير آنها مضاعف بر اين حديث ايضا كه مرويست از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه : « اذا اراد اللّه عزّ و جلّ بعبد خيرا طيّب روحه و جسده فلا يسمع شيئا من الخير الّا عرفه و لا يسمع شيئا من المنكر الّا انكره » ؛ يعنى هرگاه كه اراده بفرمايد خداى عزّ و جلّ به بندهاى از بندگان خود خير را ، طيّب و پاك مىسازد روح و جسد او را . پس نمىشنود هيچچيز از منكر را مگر اينكه او را انكار نكند و مقبول عقل و ادراك او نمىباشد ، مراد از پاك ساختن روح و جسد آن توفيق دادن اوست به توجه يافتن به مقاصد اخرويّهء باقيّه و مشغول گرديدن به مجاهدات و رياضات شرعيّه كه مورث نزول ملك و وجود الهام و ظهور فهم و علم و معرفت و بصيرت و بينايى است كه مجموع موقوف بر عقلانى و عليين بودن روح و جسد اوست ، آرى چنين است :
در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود * كان شاهد بازارى وين پردهنشين باشد
آن نيست كه حافظ را رندى بشد از خاطر * كاين سابقهء پيشين تا روز پسين باشد