ان اللّه تعالى خلق النّبيّين من طينة علّيّين قلوبهم و ابدانهم و خلق قلوب المؤمنين من تلك الطينة و جعل خلق ابدان المؤمنين من دون ذلك و خلق الكفّار من طينة سجّين قلوبهم و ابدانهم فخلط بين الطّينتين فمن هذا يلد المؤمن الكافر و يلد الكافر المؤمن و من هيهنا يصيب المؤمن السيّئة و من ههنا يصيب الكافر الحسنة فقلوب المؤمنين تحنّ الى ما خلقوا منه و قلوب الكافرين تحنّ الى ما خلقوا منه « 1 » ؛
يعنى به درستى كه خداوند تبارك و تعالى خلق فرموده است پيغمبران را از طينت عليين ، هم دلهاى ايشان را و هم بدنهاى ايشان را ، و خلق فرموده است دلهاى مؤمنان را از همان طينت عليين پيغمبران ، و گردانيده است خلقت بدنهاى مؤمنان را از پستتر از آن طينت ، و خلق فرموده است كفار را از طينت سجين ، هم دلهاى ايشان و هم بدنهاى ايشان را ، پس خلط فرموده است در ميان دو طينت ، پس از اين سبب است كه مىزايد مؤمن كافر را و مىزايد كافر مؤمن را ، و از اينجا است كه كسب مىكند مؤمن سيئه و بدى را و كسب مىكند كافر حسنه و خوبى را ، پس دلهاى مؤمنين مايل است به همان عليينى كه از آن خلق كرده شده است و دلهاى كافرين مايل است به همان سجينى كه از آن خلق كرده شده است ايضا . و مراد از عليين و سجين همان عقل و جهل است . و مراد از پستتر بودن طينت بدنهاى مؤمنين ، آن است كه ابدان پيغمبران از صافى و اصل آن طينت است و ابدان مؤمنين از باقىمانده و فرع او است ؛ چنانكه در حديث مستضعفين ، كه عن قريب ذكر آن مىشود ، تصريح به آن شده است . و بنابراين است كه در احاديث رسيده است كه « من سرّته حسنته و ساءته سيئته فهو مؤمن حقّا » « 2 » ؛ يعنى كسى كه مسرور و فرحناك كند او را نيكويى اعمال او و اندوهناك بسازد او را بدى اعمال او ، پس آنكس مؤمن است به تحقيق و به يقين .
و سبب آن است كه مسرور شدن به خوبى و اندازه يافتن از بدى دليل و كاشف آن است كه طينت قلب و قالب از عليين عقل است و بدى كه از او سر زده است از خلط
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 232 ، ح 5 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 232 ، ح 6 .