تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

تحفه : [ 9 ] ، [ سرشت يا طينت اهل عقل و اهل جهل ]

و اين دو سلسلهء عقل و جهل از بنى آدم كه با يك‌ديگر در صور و اعمال ظاهريه اجتماع يافتند و مخلوط شدند هريك از آن‌ها در ذاتيت و حقيقت عقليه و سعادت يا جهليه و شقاوت خود باقى و برقرارند و از ذاتيت خود منقلب و متحول نمىشوند ؛ چنان‌كه عقلا محقق است كه قلب ماهيات و تبدل ذوات ، ممتنع و محال است ؛ و چنان‌كه مضامين احاديث است ؛ از آن جمله ، اين حديث است كه مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرمودند : انّ اللّه خلق السّعادة و الشّقاوة قبل ان يخلق خلقه فمن خلقه اللّه سعيدا لم يبغضه ابدا و ان عمل شرّا ابغض عمله و لم يبغضه و ان كان شقيّا لم يحبّه ابدا و ان عمل صالحا احبّ عمله و ابغضه لما يصير عليه و اذا احبّ اللّه شيئا لم يبغضه ابدا و اذا ابغض شيئا لم يحبّه ابدا « 1 » يعنى به درستى كه خداوند خلق فرموده است اولا سعادت و شقاوت را پيش از آن‌كه خلق بفرمايد مخلوقات خود را . پس هركسى را از مخلوقات كه خلق بفرمايد او را به طريق سعادت ، مبغوض نمىدارد او را هرگز . و اگر از آن سر بزند ، عمل بدى ، مبغوض مىدارد آن عمل بد او را و او را مبغوض نمىدارد . و اگر بوده باشد آن مخلوق به طريق شقاوت ، دوست نمىدارد او را هرگز . و اگر سر بزند از آن ، عمل صالحى ، دوست مىدارد آن عمل صالح او را و او را مبغوض مىدارد ، به سبب عاقبتى كه آن بر آن عاقبت و بر آن مأل برمىگردد . و هرگاه خداوند چيزى را دوست داشت هرگز او را مبغوض نمىدارد و هرگاه مبغوض داشت چيزى را هرگز او را دوست نمىدارد . بلى ،
جام مى و خون دل هريك به كسى دادند * در دايرهء قسمت اوضاع چنين افتاد هركو نكند فهمى زين كلك خيال‌انگيز * نقشش به حرام ار خود صورتگر چين افتاد
و مراد از سعادت و شقاوتى كه فرمودند پيش از مخلوقات خلق شده‌اند همان عقل و جهل است كه اول و سابق بر كل موجوداتند . و مراد از مخلوقات بعد ، همان محال و مجالى صورى و قوالب است كه در كرهء نسيم به‌هم برخورند . و بنابراين
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 357 ، ح 5 .