يافتن قالب آن است با سجين جهل . و از اينجا سرّ حديث « نيّة المؤمن خير من عمله و نيّة الكافر شر من عمله » « 1 » معلوم شد ؛ يعنى نيت شخص مؤمن بهتر است از عمل او و نيت شخص كافر بدتر است از عمل او ؛ چونكه محل نيت قلب است و قلب مؤمن از عليين عقل است ، پس از قلب او هرگز نيت بد سر نمىزند و نخواهد زد . و محل عمل قالب و جوارح است و به سبب خلط آن با سجين جهل بد از آن سر مىزند . پس نيت مؤمن ، چونكه هميشه خير است و در آن هرگز شر نيست ، بهتر است از عمل آن ؛ چونكه در آن شر هست هرچند كه در بعضى از اوقات باشد . و برعكس اين است قلب كافر ؛ چونكه از سجين جهل است . پس هرگز در او غير از شر نيست . و امّا قالب و جوارح آن پس به سبب خلط آن با عليين عقل ، عمل خير از آن سر مىزند هرچند كه در بعضى از اوقات باشد . پس نيت او ، چونكه هميشه شر است و در آن هرگز خير نمىباشد ، بدتر است از عمل او ؛ چونكه در آن بعضى از خير مىباشد .
گر جان بدهد سنگ سيه لعل نگردد * با طينت اصلى چه كند بدگهر افتاد
و بدانكه در ميان اين دو فرقه ، كه هردو صاحب قلب مىباشند ، يك فرقهء ديگر مىباشد كه او را مستضعف گويند . و فى الحقيقة آن فرقهاى است كه صاحب قلب مطلقا نيست ، بلكه صاحب قالب و جوارح محض است . و از اين سبب است كه ادراك و فهم چيزى نمىكند و به سبب بىقوّتى و ضعف ادراك او ، تقلب از حالى به حالى ، كه مقتضاى معنى قلب است ، ايضا از براى او نمىباشد ؛ چنانكه حال اكثر زنان و اطفال و مردانى است كه زن طريقت و طفل طبيعت مىباشند ؛ چنانكه خداوند فرموده است كه :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً
* إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
* فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ
« 2 » يعنى آنچنان اشخاصى را كه ملائكهء عذاب ، قبض روح ايشان مىنمايند
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 84 ، ح 2 .
( 2 ) . نساء : 97 - 99 .