تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
كسانى كه ظلم به نفس خود نموده‌اند ملائكه به ايشان مىگويند كه در چه مذهب بوديد شما كه كسب هيچ طاعتى ننموده‌ايد . جواب مىگويند كه ما مستضعفين در روى زمين بوديم ؛ يعنى مذهب و ملت ما درست و موجب طاعت نمودن بود و لكن اقويا و اهل دنيا ما را پايمال نمودند و مشغول به دنيا ساختند و نگذاردند كه ما مشغول به اصلاح امر خود باشيم . پس ملائكه مىگويند كه آيا زمين خدا وسعت نداشت كه شما از آن قوم و از اين زمين هجرت نماييد و به سمت زمين ديگرى برويد كه در آن‌جا كسى شما را پايمال نكند و مانع از اطاعت كردن شما نشود . پس اين طايفه مأواى ايشان در جهنم است و جهنم بد آرامگاهى و بد محل بازگشتى است ، و عذر اين قسم از مستضعف مقبول نيست مگر مستضعفين از مردها و زن‌ها و طفل‌ها كه ايشان چنان اشخاصى هستند كه قدرت و استطاعت بر فكرى و فهمى و حيله‌اى در امور ندارند و مهتدى و راه‌ياب به هيچ راهى نمىشوند ، پس آن اشخاص شايد آن‌كه خداوند درگذرد از ايشان و عفو فرمايد ايشان را . و چنان‌كه در احاديث است و از آن جمله ، اين حديث است كه مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه « الطّينات ثلاث طينة الانبياء و المؤمن من تلك الطّينة الّا أنّ الانبياءهم من صفوتها هم الاصل و لهم فضلهم و المؤمنون الفرع من طين لازب كذلك لا يفرّق اللّه بينهم و بين شيعتهم و طينة النّاصب من حماء مسنون و امّا المستضعفون فمن تراب لا يتحوّل مؤمن عن ايمانه و لا ناصب عن نصبه و للّه المشيّة فيهم » « 1 » ؛ يعنى طينت‌ها سه نوع طينت است : يكى طينت پيغمبران است و طينت مؤمن از همان طينت پيغمبران است مگر آن‌كه پيغمبران از صفوت و منتخب آن ، خلق شده‌اند . و ايشان اصل مىباشند و از براى ايشان است فضل ايشان . و مؤمنان فرع مىباشند و از گل چسبنده خلق شده‌اند . و از اين سبب كه طينت ايشان همان طينت پيغمبران است خداوند تفرقه و جدايى نمىاندازد ميان ايشان و شيعيان ايشان ، بلكه باهم محشور مىباشند .
بنازم به بزم محبت كه آن‌جا * گدايى به شاهى مقابل نشيند
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 3 ، ح 2 و بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 9 ، ح 13 و ج 64 ، ص 82 ، ح 7 .