تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و يكى ديگر طينت ناصبى است . و آن خلق شده است از گل متعفن گنديدهء سال خورده . و امّا طينت مستضعفين ، پس آن‌ها خلق شده‌اند از خاك و برنمىگردد مؤمن آن‌ها از ايمان خودش ، و نه ناصبى آن‌ها از نصب و عداوت خودش . و از براى خداوند است در حق مستضعفين مشيت ؛ يعنى آخر امر ايشان در قيامت بسته به مشيت و ارادهء خداوند است ، پس اگر مىخواهد آن‌ها را به بهشت ببرد مىبرد و اگر مىخواهد به جهنم ببرد مىبرد . مراد از گل چسبنده آن است كه خوب و صاف نيست ، مثل صفاى طينت پيغمبران . و مراد از گل گنديده همان خباثت جهليهء آن است . و مراد از خاك ، كه عبارت است از گل بىرگ و پى ، همان قلب و مغز نداشتن ايشان است . و مراد از آن‌كه از ايمان و نصب خود برنمىگردند پى بىقوتى و بىدركى و ضعف ايشان است نه قوت داشتن و ثابت قدمى و استقامت ايشان چنان‌كه مضمون آيهء سابقه است و مضمون روايات ديگر است ايضا كه « هو الّذى لا يهتدى حيلة الى الكفر فيكفر و لا يهتدى سبيلا الى الايمان و لا يستطيع ان يؤمن و لا يستطيع ان يكفر و هم الصّبيان و من كان من الرّجال و النّساء على مثل عقول الصّبيان مرفوع عنهم القلم » « 1 » ، يعنى مستضعف آن‌چنان شخصى است كه راهى نمىيابد به حيله و وسيله‌اى به سوى كفر كه كافر بشود و نه راهى به سوى ايمان كه مؤمن بشود . نمىتواند كه مؤمن بشود و نمىتواند كه كافر بشود و ايشان اطفالند و مردها و زن‌هايى كه عقل و ادراكشان مثل عقل و ادراك اطفال است و برداشته شده است از ايشان قلم تكليف و مؤاخذه . بلى ما للتّراب و ربّ الارباب .
خلق خاكى كه نه از خاك تواند برخاست * از كجا بوسه زند بر لب آن قصر بلند
و صورت انبيا بدون خلط و صورت خلط قالب دو فرقه و خالص بودن دل آن‌ها و ميل داشتن هريك به سمت اصل خود و دل نداشتن مستضعف و ميل ننمودن آن به سمتى بدين نهج است كه نموده شده است ، تصوّر بنما و فهم كن .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 404 ، ح 1 .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 145 | جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى / عبد الوهاب فراتي