و از اين تحقيق سرّ اينكه لعن بر اعداء آن جنابان ، موجب فتح امور و گشايش كارهاى صعب است معلوم شد ايضا ؛ چرا كه تمام صعوبتها و گرهافتادگى در همهء كارها از نحوست و شومى ايشان است و به سبب ضعف تولّى و رها شدن دست توسل اين كس از دامن عروة الوثقى آن جنابان ، ميلى و شباهتى در گفتار يا كردار يا اخلاق نفسانيه يا عقايد قلبانيه ، به آن ملاعين بههم رسيده است و به همان قدر خطه شعاعيهء فيض ، از آن بزرگواران و صراط مستقيم ايشان دور افتاده است و از اين سبب در كارهاى آن صعوبت و گره به هم رسيده است و در دل تألم و افسردگى و كدورت پيدا شده است . پس وقتى كه مشغول به لعن نمودن بر آنها شد جنبهء تولّى و محبت و توسل او به حضرات قوى مىشود و قابل و مشابه عالم عقلانى و فيض رحمانى مىگردد و ميل و مشابهت جنسيتى كه به آن سگان بههم رسانيده بود بر طرف مىشود و گرفتگى و صعوبت و افسردگى و كدورت ، كه شمهاى از لعنت است ، از او منصرف و به مركز و محل و مستحق و اهل خود باز مىگردد و گشودگى و يسر از فيض آقايان به سبب صاف شدن و خالص شدن او به او مىرسد و كدورت و ظلمت او مبدل به انبساط و سرور و رحمت مىشود ؛ چنانكه فرموده است :
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
« 1 » يعنى هر بلايى كه به شما مىرسد به سبب بدىهايى است كه كسب كردهايد آنها را . و فرموده است كه
الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ
« 2 » ؛ يعنى هرچيز بد براى آدم بد و هر آدم بد براى هرچيز بد است . و هرچيز خوب براى هر آدم خوب و هر آدم خوب براى هرچيز خوب است .
آرى و بلى ،
ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را هم چو كاه كهرباست
ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند
صاف را هم صافيان راغب شوند * تيره را هم تيرگان جاذب شوند
باطلان را چون ربايد باطلى * عاقلان را هم خوش آيد عاقلى
هامش
( 1 ) . شورى : 30 .
( 2 ) . نور : 26 .