تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
و از اين مقوله آيات با اين قسم تفسير و تأويل از طريقهء اخبار و احاديث بسيار بسيار است . و از اين‌جا است كه بر سبيل قاعدهء كليه فرموده‌اند كه هر آيه كه در قرآن مشتمل بر ذكر خير و جنت و هدايت است ، پس آن در شأن ما و شيعيان ما است و هر آيه كه مشتمل بر ذكر شر و جهنم و ضلالت است ، پس آن در شأن دشمنان ما است . خلاصه ،
با عقل و فهم و دانش داد سخن توان داد * چون جمع شد معانى گوى بيان توان زد
و اگر كسى از سنخ دشمنان آن جنابان باشد و قاعده را ، كه ذكر شد ، از آن امامان انكار كند و بگويد كه معناى اين آيات نه اين است ، پس جواب آن است كه :
هركه را آينه صافى نشد از زنگ هوا * ديده‌اش قابل اسرار حقيقت نبود

تحفه : [ 5 ] ، [ تلازم محبت و ولايت روح محمدى و علوى با برائت از روح خاتم الشقيين ]

و از تضاعيف كلمات مذكوره بر تو معلوم شد كه چنان‌چه رحمت خداوند ، از هر قسم رحمتى كه باشد ، اول نازل و وارد بر عقل و روح خاتم النبيين مىشود و بعد به ملائكه و اهل ملكوت سماوات عاليه و بعد به ساير مردمان و اهل ارض ، هم‌چنان غضب خداوند از هر قسم غضبى كه باشد اولا نازل و وارد بر جهل و روح خاتم الشقيين مىشود و بعد به اجنه و شياطين و اهل ملكوت ارضين سافله و بعد به ساير مردمان ، از جهله و اشقيا و از اهل ارض ايضا . پس بنابراين ، معناى مقابل مضمون آيهء
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ
« 1 » چنين مىشود كه خداوند لعنت مىنمايد بر شقى معهود ، و اجنه و شياطين استفادهء لعنت مىنمايند از او ، پس شما هم اى اشقياى اهل ارض ! استفادهء لعنت بر خود از آن بدانيد و اين رياست و وساطت را براى او اعتقاد كنيد و تسليم هم بنماييد و چون و چرا نكنيد ، چنان‌كه فرموده است :
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ
هامش
( 1 ) . أحزاب : 56 .