تكذيب او مىنموديد ، برويد به سوى ظلّى و ظلمتى كه صاحب سه شعبه است و گوارا است و نه اين كس را بىنياز مىگرداند از سوختن و برافروختن . به درستى كه اين آتش مىاندازد شررهايى كه به بزرگى قصر و عمارت عاليه است و گويا كه اين شررها به شترهاى زرد رنگ مىماند . اين معنى تفسير اين آيه است بهطور عربيت و لغت كه سابقا ذكر شد كه نصيب اهل مجادله از قرآن اين است . و اما مقصود خداوند ، كه او را تأويل مىگويند و نصيب اهل دل و موعظه است ، پس معناى آن است كه برويد اى گنهكاران ! به سوى آتش كه آن آتش ، همان كسى است كه به سبب ميل داشتن شما به آن كس تكذيب مىكرديد پيغمبر را در خصوص امامت على عليه السّلام برويد به سوى آتشى كه در دنيا صاحب سه شعبه است . و مراد همان سه كساند كه از شعبهها و مجالى و محال و صور قالبيهء همين آتشند كه نه علم و نه دين دارند و كسى را از سوختگى جهل و نادانى بىنياز و مستغنى مىگردانند و ادعا مىنمايند كه كارها و عملهاى ما مثل كارها و عملهاى قصر است . و مراد از قصر ، جناب امير المؤمنين عليه السّلام است ؛ چونكه محل و آرامگاه و پناه و مأواى شيعيان و مؤمنان است ؛ چنانكه در آيهء
وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ
« 1 » بههمين سبب و بههمين مناسبت ، هريك از بئر و قصر تأويل به ايشان شده است . بعد فرمودند كه اين ظل و اين آتش در دار دنيا خود را مثل جمالت صفر مىداند ؛ يعنى شتر خالى از علايق ، و مراد ، شتر مست است . و مراد از جماله ايضا آن حضرت است ؛ چونكه غالبا در وقت تكلم فرمودن ، پيوستگى و اتصالى كلى به عالم ملأ اعلى بههم مىرسانيدند به مرتبهاى كه مست آن عالم و خالى از علايق اين عالم و بالكليه منصرف مىبودند . و از اين سبب آن جناب را در بعضى از احاديث تشبيه به شتر مست نمودهاند . و از آن جمله است عبارت خطبهء شقشقيه كه مشهور و مسطور است در وقتى كه در اثناى خطبه ، كسى از آن حضرت سئوالى نمود و به اين سبب از آن سياقى كه داشتند بازماندند . بعد از آن از حضار مجلس ، كسى التماس نمود كه متمم كلام خطبه را بفرمايند ، فرمودند : « هيهات تلك شقشقة انحدرت » « 2 » ؛ يعنى دور است و
هامش
( 1 ) . حجّ : 45 .
( 2 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 48 ، خطبهء 3 .