گذشت و آن كلماتى بود كه از مستى آن عالم سر زده بود و بيرون آمده بود مثل كف دهن شتر مست كه خود به خود سراشيب مىشود و مىآيد . و اين قسم تشبيهات در كلام فصحا و بلغا ساير و داير و بسيار مىباشد ؛ چونكه وجه شبه از يك جهتى كه مراعات مىشود كافى است در تشبيه و نبايد كه من جميع الوجوه باشد . و از آن جمله ، اين آيه است ايضا كه ؛
إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
* لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ
* أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ
* إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ
* إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ
* طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
* فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ
* ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ
* ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ
* إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ
* فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ
* وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ
« 1 » .
معنى آن است كه در آيهء سابق بر اين ذكر نعمتهاى بهشت را فرمودند و در اين آيه مىفرمايد كه به درستى كه اين بهشت و نعمتهاى آن هرآينه فوز عظيم و لذت بزرگى است و از براى مثل اين نعمت و اين فوز بايد عمل بنمايند در دنيا عمل كنندگان . بعد مىفرمايد كه آيا اين نعمت بهتر است كه در اول مردن به منزلهء ناشتايى به اين كس بدهند يا اينكه شجرهء زقوم بهتر است ؟ به درستى كه ما گردانيدهايم اين درخت را فتنه و عذاب از براى ظلمكنندگان . و به درستى كه اين شجرهء زقوم درختى است كه بيرون مىآيد در اصل و قعر جهنم و شكوفهء آن گويا سرهاى شياطين است در بد هيأتى و بدشكلى . پس به درستى كه اهل جهنم هرآينه مىخورند از اين درخت و شكوفهء آن ، پس پر مىكنند از آن شكمهاى خود را . بعد از آن به درستى كه از براى ايشان است بر بالاى آن خوراك بهرهاى از آب بسيار گرم . بعد از آن به درستى كه مرجع ايشان به سوى جهنم است ؛ به جهت آنكه ايشان يافتند در دار دنيا پدرهاى خود را گمراه و فهميدند ، پس ايشان بر آثار و بر عقب آن پدرها به سرعت و به حرص تمام رفتند . و به تحقيق كه گمراه شدند پيش از ايشان اكثر از مردمان اوّلين و سابقين ايضا .
اين تفسير اين آيه است ؛ اما مقصود خداوند و تأويل آن ، پس آن است كه مراد از
هامش
( 1 ) . صافات : 60 - 71 .