تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
شجرهء زقوم محال و مجالى آن است كه هريك از غاصب اول و دويم و سيم است به قرينهء آن‌كه مىفرمايد كه ما گردانيديم او را فتنه ، و معناى فتنه ، محك و اسباب آزمايش را گويند . پس معنى آن است كه مهلتى كه ما به ايشان داديم و آن‌ها را مطلق العنان نموديم از جهت آن است كه گردانيديم ما اين ملعون‌ها را فتنه و محك اشخاصى كه ظالم و غاصب حق محمد و آل محمد مىباشند تا آن‌كه به سبب ايشان معلوم و ظاهر شود هركسى كه ظالم و غاصب است و اتمام حجت به عمل آيد . بعد فرمودند : به درستى كه اين درختى است كه بيرون آمده است و نمودار شده است از اصل قعر جهنم . و اصل جهنم همان جهل است ؛ به جهت آن‌كه در ترتيب عوالم جهل ، اول جهل كل است ، بعد از آن طمطام است ، بعد از آن جهنم است ؛ چنان‌كه بعد از اين مذكور خواهد شد . پس جهل اصل و قعر جهنم مىشود . بعد فرمودند كه ميوه و شكوفهء اين درخت يعنى مجالى و قوالب آن روح جهنمى و شجرهء زقومى در دار دنيا ، رؤسا و بزرگان شياطين انسيه مىباشند كه عبارت از اول و دويم و سيم است . و اما تفسير نمودن مفسرين اين آيه را به سرهاى شياطين نه به معناى رؤسا بلكه عضو مخصوص كه آن را سر گويند ، پس نامتانتى آن معلوم است ، چنان‌كه خود مفسرين ايراد بر خود نموده‌اند و گفته‌اند كه سر شيطان را كسى نديده است و بر فرض ديدن ، نكره و بدنمايى كه مورث عذاب باشد ، ندارد . پس اين تشبيه مفيد فايده‌اى نيست . و بعد جواب‌هاى غير متينه داده‌اند . خلاصه ، بعد فرمودند : به درستى كه آن شياطين هرآينه مىخورند از آن رؤسا ، يعنى استفادهء جهل و ضلالت از ايشان مىكنند . پس شكم معنوى و روحى خود را از آن جهل‌ها پر مىكنند . بعد از آن در بالاى آن هم آب گرم ، كه عبارت از تفاخر و از خود رضا بودن است ، مىخورند . بعد از آن ، رجوع ايشان و اين جهل‌ها و ضلالت‌ها و تفاخرها در قيمت و حقيقت آن‌ها به جهنم است . به درستى كه اين‌ها پدران نسبى و تربيتى خود را بر باطل ديدند و بر عقب و آثار ايشان از روى تعصب رفتند و به همين نهج و به همين سبب هم اكثرى از امت‌هاى سابقه و اولين گمراه شدند .